تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 596

مساهمون:

ص٥٩٦
على بن الحسين ( ع ) داد و آن حضرت روز بيستم صفر آنها را به بدنها ملحق كرد و به مدينه متوجه شد ، و گفته : اين اصحّ روايات است در مدفن سر مطهر . ( 1 ) سبط در « تذكره » گفته : دربارهء آن پنج قول است : ( 1 ) دفن در كربلا ( 2 ) دفن در مدينه نزد قبر مادرش ( 3 ) در دمشق ( 4 ) در مسجد رقه ( 5 ) در قاهره ، گفته : ( 2 ) مشهورتر اين است كه با اسراء به مدينه برگشت و از آنجا در كربلا به تن پيوست و با او دفن شد ، تا آنكه گفته : به هر حال هر جا سر يا تن او دفن باشد در دل و وجدان بشر جا دارد و در نهاد و خاطر عمومى مأواى دارد ، و يكى از مشايخ ما در اين معنى سروده است : به شرق و غرب مجوئيد قبر پاك حسين به سوى قلب من آئيد كان مزار وى است ( 3 ) در « ملهوف » است كه راوى گويد : چون حرم حسين ( ع ) و كسانش از شام برگشتند و به عراق رسيدند ، به راهنماى خود گفتند : ما را از راه كربلا ببر ، و چون به قتلگاه شهداء رسيدند ، ديدند جابر بن عبد اللَّه انصارى و جمعى از بنى هاشم و رجال آل رسول ( ص ) براى زيارت قبر حسين ( ع ) آمده‌اند ، با هم برخوردند و با گريه و اندوه و سيلى از هم ديدار كردند و ماتمى جگرسوز برپا كردند و زنان اطراف هم بدانها پيوستند و چند روز عزادارى كردند . در مقتل شيخ ابن نما هم نزديك بدين مضمون است . ( 4 ) سيّد گويد : راوى گفت : از كربلا به سوى مدينه رفتند ، بشير بن جذلم گويد : چون نزديك مدينه رسيديم ، على بن الحسين ( ع ) بار انداخت و خيمه زد و زنان
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 596 | الشيخ عباس القمي / محمد باقر كمره اى