پرسيدم ، فرمود : آرى .
( 1 ) 10 - با پيوست سند به شيخ ابو القاسم جعفر بن قولويه به سندش از ابى عمارهء نوحهخوان گفت : روزى كه حسين را نزد امام ششم نام مىبردند ، ديگر تا شب تبسّم نمىكرد و امام ششم هميشه مىفرمود : حسين اشكآور هر مؤمنى است .
( 2 ) 11 - به سند خودم كه متصل به شيخ جليل على بن ابراهيم قمى است ، از پدرش ، از ابن محبوب ، از علاء ، از محمد ، از امام پنجم كه على بن الحسين ( ع ) مىفرمود : هر مؤمنى كه چشمش بر قتل حسين اشكين شود تا به گونهاش روان گردد ، خدايش در غرفههاى بهشت دورانها جاى دهد ؛ و هر مؤمنى كه براى آزارى كه از دشمن به ما رسد چشمش اشكين شود تا بر گونهاش روان گردد ، خدا او را در بهشت نشيمن دهد ؛ و هر مؤمنى براى خاطر ما آزارى بيند و گريد تا بر گونهاش روان شود خدا از رويش آزار را بگرداند و روز قيامت او را از خشم خود و آتش بر كنار دارد .
( 3 ) 12 - به سند متصل به شيخ صدوق محمد بن على بن بابويه قمى ، از پدرش ، از شيخ قميين عبد اللَّه بن جعفر حميرى ، از احمد بن اسحاق بن سعد ، از بكر بن محمد ازدى ، از امام ششم گويد : فرمود به فضيل : دور هم مىنشيند و نقل حديث مىكنيد ؟ عرض كرد : آرى قربانت ، فرمود : هر كس حديث ما را ياد كند يا نزد او ياد شود و به اندازهء پرمگس از چشمش اشك آيد ، خدا گناهانش را بيامرزد اگر چه بيش از كف دريا باشد .
( 4 ) 13 - به سند من تا شيخ اجل رئيس محدثين محمد بن على بن بابويه
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 59
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٥٩