تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
تو را آمرزيد . سپس فرمود : اى جعفر ، براى تو نيفزايم ؟ گفت : آرى ، فرمود : كسى نيست كه دربارهء حسين ( ع ) شعرى گويد و بگريد و بگرياند بدان ، جز آنكه خدا برايش بهشت را واجب كند و بيامرزدش . ( 1 ) 15 - به سند متصل به شيخ صدوق ، از ابن مسرور ، از ابن عامر ، از عمويش ، از ابراهيم بن ابى محمود گفت : حضرت رضا فرمود : محرّم ماهى است كه مردم جاهليت ، خونريزى را در آن حرام مىدانستند و در آن ماه خون ما ريخته شد و حرمت ما هتك شد و كودكان و زنان ما اسير شدند و آتش به خيمه‌هاى ما زدند و هر چه در آن بود غارت كردند و حضرت رسول ( ص ) را دربارهء ما رعايت نكردند ؛ روز شهادت حسين ( ع ) چشم ما را خونين و اشك ما را روان ساخت ، عزيزان ما را در زمين كرب و بلا خوار كرد و تا روز قيامت غم و بلا براى ما گذاشت ، بايد بر چون او بگريند گريه كنندگان ، زيرا گريه بر او گناهان بزرگ را بريزد . سپس فرمود : محرّم كه مىآمد كسى پدرم را خندان نمىديد و تا دهم آن ، آزردگى بر او چيره بود و روز دهم آن ، روز مصيبت و اندوه و گريهء او بود و مىفرمود : روزى است كه حسين در آن كشته شد . ( 2 ) 16 - به سند پيوست من ، از شيخ صدوق ، از طالقانى ، از احمد همدانى ، از على بن حسن بن فضال ، از پدرش ، از رضا ( ع ) فرمود : هر كس روز عاشورا تعطيل كند ، خدا حوائج دنيا و آخرتش را برآورد و هر كس روز عاشورا را روز سوگوارى و اندوه و گريهء خود كند ، خداى عز و جل روز قيامت را روز شادى و خرسندى او نمايد و در بهشت چشمش به ما روشن شود ؛ و هر كس روز عاشورا را روز بركت نامد و در آن روز براى خانه‌اش چيزى ذخيره كند ، خدا آن را بركت