ندهد و روز قيامت با يزيد و عبيد الله بن زياد و عمر بن سعد لعنهم اللَّه محشور گردد و تا درك اسفل دوزخ برود .
( 1 ) 17 - و به اسناد تا شيخ صدوق ( ره ) از رسول خدا ( ص ) فرمود كه : موسى بن عمران از پروردگارش خواهش كرد ، عرض كرد : پروردگارا ، برادرم هارون مرد ، او را بيامرز ، خدا به او وحى كرد : اى موسى ، اگر دربارهء آمرزش اولين و آخرين خواهش كنى اجابتت كنم جز نسبت به كشندهء حسين ( ع ) كه من از قاتلش انتقام كشم .
( 2 ) 18 - به سند پيوست من به شيخ اجل ابى القاسم جعفر بن قولويه قمى ، به اسنادش از امام ششم ( ع ) فرمود : كشندهء يحيى بن زكريّا زنازاده بود و كشندهء حسين زنازاده بود و آسمان جز بر اين دو نگريست .
( 3 ) 19 - به سند متصل به شيخ اجل جعفر بن قولويه ( ره ) به سندش از داود رقّى گفت : حضور امام ششم بودم كه آب خواست و چون نوشيد گريهاش گرفت و چشمانش پراشك شد و فرمود : اى داود ، خدا لعنت كند كشندهء حسين را ، هيچ بندهاى نيست كه آب نوشد و ياد حسين ( ع ) كند و قاتلش را لعن كند جز آنكه خدا صد هزار حسنه برايش بنويسد و صد هزار گناهش را فرو ريزد و صد هزار درجه برايش بالا برد و چنان است كه صد هزار بنده آزاد كند و خدا روز قيامت سيرابش محشور كند .
( 4 ) 20 - به سند پيوست به شيخ اجل ابى القاسم جعفر بن قولويه قمى ، از شيخ اجل ثقة الاسلام محمد بن يعقوب كلينى ( ره ) به اسنادش از داود بن فرقد گويد :
در خانهء امام ششم ( ع ) نشسته بودم و به كبوتر راعبى كه قرقر مىكرد نگريستم ،
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 62
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٦٢