تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 564

مساهمون:

ص٥٦٤
گفت : بگو : « و ما أصابكم من مصيبة فبما كسبت أيديكم و يعفو عن كثير » [ 1 ] : هر بد بينيد از كردار دست خود شما است و از بسيارى هم گذشت مىكند ؛ سپس زنان و كودكان را خواست و پيش او نشستند و وضع نامناسبى در آنها نگريست و گفت : خدا پسر مرجانه را زشت كند ، اگر با شما پيوند خويشى داشت و رحم بود با شما ، چنين نمىكرد و شما را به اين وضع نمىفرستاد . ( 1 ) على بن ابراهيم قمى از امام صادق ( ع ) روايت كرده است كه : چون سر حسين ( ع ) و دختران امير المؤمنين ( ع ) را نزد يزيد آوردند ، امام بيمار غل به گردن داشت ، يزيد گفت : يا علي بن الحسين ، حمد خدا را كه پدرت را كشت ، امام بيمار در جوابش گفت : لعنت خدا بر كسى كه پدرم را كشت ، يزيد غضب كرد و دستور داد گردنش را بزنند ، على ( ع ) فرمود : چون مرا بكشى ، كيست كه دختران رسول خدا ( ص ) را به منزل خود برگرداند و جز من محرمى ندارند ؟ گفت : تو آنها را به منزلشان برمىگردانى و فورا سوهانى خواست و به دست خود جامعه را از گردن او با سوهان بريد و گفت : مىدانى مقصود من چه بود ؟ فرمود : مقصودت اين بود كه جز تو ديگرى بر من منّت ننهد ، يزيد گفت : به خدا همين مقصودم بود ، سپس گفت : اى على بن الحسين ، هر مصيبتى به شما رسيد به دست خودتان فراهم كرديد ، فرمود : هرگز ، اين آيه دربارهء ما نازل نشده است ، همانا دربارهء ما نازل شده است كه : « مصيبتى در زمين نرسد و نه بر خود شما مگر آنكه در كتابى است پيش آنكه آن را اجراء كنيم » ، مائيم كه بر آنچه از دست ما
هامش
[ 1 ] سورهء شورى ، آيهء 30 .
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 564 | الشيخ عباس القمي / محمد باقر كمره اى