افتد و ياد حسين ( ع ) كند و بر يزيد و آل يزيد لعن كند ، خدا گناهانش را محو كند اگر چه به شمارهء ستارگان باشد .
( 1 ) و نيز از آن حضرت روايت شده است كه : اوّل كسى كه در اسلام و در شام آبجو مصرف كرد ، يزيد لعين بود ؛ گاهى كه بر روى سر حسين ( ع ) خوان طعام گسترده بود ، آن را براى او آوردند ، از آن مىنوشيد و به يارانش مىداد و مىگفت : بنوشيد ، نوشابهء مباركى است و از بركت آن است كه در آغاز تناول آن سر دشمن ما حسين پيش ما است و سفرهء ما بر روى آن است و با خاطرى رام و دلى آرام خوراك مىكنيم ، امام فرمود : هر كس شيعهء ما است از نوشيدن آبجو بپرهيزد كه نوشابهء دشمنان ما است .
( 2 ) در « كامل بهائى » از كتاب « حاويه » نقل است كه : يزيد مى مىنوشيد و از آن بر سر شريف پاشيد ، زن يزيد آن سر را برداشت و با آب شست و گلاب زد ، و شب ، سيدهء نساء فاطمهء زهرا ( ع ) را در خواب ديد كه از او عذرخواهى مىكرد .
( 3 ) شيخ مفيد ( ره ) گويد : سپس يزيد به امام بيمار گفت : پدرت با من قطع رحم كرد و حقّ مرا نشناخت و در سلطنت با من ستيزه كرد و آنچه را بينى خدا به او نمود ؛ حضرت در جوابش فرمود : « مصيبتى بر زمين نرسد و نه بر خود شما جز آنكه پيش از اجراى آن در كتابى است ، به درستى كه آن بر خدا آسان است » [ 1 ] يزيد به پسرش خالد گفت : جواب او را بگو ، خالد ندانست چه جواب گويد ، يزيد
هامش
[ 1 ] سورهء حديد ، آيهء 22 .