تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
( 1 )

فصل ورود اهل بيت ( ع ) به شام دخول سر مقدس به دمشق روز اول ماه صفر

شيخ كفعمى و شيخ بهائى و محدث كاشانى گفته‌اند : روز اول صفر ، سر حسين ( ع ) را به دمشق آوردند و آن روز عيد بنى اميه ، و روز ماتم است : روزهاى ماتمى اندر عراق آمد پديد بن اميه در مشق آن روزها كردند عيد ( 2 ) از « آثار الباقيه » ابو ريحان حكايت شده كه : روز اول صفر ، سر حسين را به دمشق آوردند و يزيد آن را پيش خود نهاد و با چوب‌دستى دندانهاى او را كاوش كرد و مىگفت : نباشم ز خندف . . . تا آخر ؛ در « مناقب » است كه روايتى از ابى مخنف رسيده كه : چون سر حسين ( ع ) را نزد يزيد آوردند ، بوى خوشى از آن تراويد كه بر هر عطرى مىچربيد . سيّد گويد : سر حسين ( ع ) و اسيران را كه نزديك دمشق رسانيدند ، ام كلثوم به شمر گفت : من به تو حاجتى دارم ، گفت : چه حاجتى است ؟ گفت : ما را از يك دروازهء كم جمعيت به شهر وارد كن و به اينان بگو سرها را از ميان كجاوه‌ها دور كنند و كمتر مردم ما را با اين حال تماشا كنند ، آن بد سرشت در جواب او دستور داد نيزهء سرها را از ميان كجاوه‌ها بكشند و آنها را ميان تماشاچيان ببرند و آنها را به اين وضع تا در مسجد جامع دمشق كه
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 551 | الشيخ عباس القمي / محمد باقر كمره اى