تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 548

مساهمون:

ص٥٤٨
زيارتگاه سر در خود دمشق كه معلوم است و محتاج به بيان نيست و من خود به زيارت آن مشرّف شده‌ام ، ( 1 ) و اما راجع به « موصل » بطور خلاصه از « روضة الشهداء » نقل مىشود : گويد : چون آن جمع خواستند به شهر موصل درآيند نزد حاكم شهر فرستادند كه توشه و آذوقه براى آنها فراهم كند و شهر را آذين بندند ، اهل موصل متّحد شدند كه هر چه خواهند براى آنها فراهم كنند ولى از آنها درخواست كنند كه به شهر نيايند و بيرون شهر منزل كنند و از همانجا بروند و وارد شهر نشوند ، آنها در يك فرسخى شهر منزل كردند و سر شريف را روى سنگى نهادند و از آن سر ، قطرهء خونى بر آن سنگ چكيد و مانند چشمه‌اى از آن خون مىجوشيد و مردم از اطراف آنجا جمع مىشدند و مراسم عزا و ماتم برپا مىكردند و اين شيوه تا دوران عبد الملك بن مروان بجا بود و او دستور داد آن سنگ را از آنجا به جاى ديگر بردند و اثر آن محو شد ولى در آنجا گنبدى ساختند و آن را « مشهد النقطه » ناميدند . ( 2 ) حادثه‌اى كه در « نصيبين » رخ داد ، در « كامل بهائى » است كه : چون به نصيبين رسيدند ، منصور بن الياس دستور داد شهر را بسيار خوب آذين بستند و ملعونى كه سر حسين ( ع ) با او بود خواست وارد شهر شود و اسبش سرباززد و آن را عوض كرد و ديگرى هم سرباززد و تا چند اسب عوض كرد و سر از بالاى نيزه به زمين افتاد و ابراهيم موصلى آن را برداشت و شناخت كه سر حسين ( ع ) است و آنها را سرزنش كرد و توبيخ نمود ، و شاميان او را كشتند و سر را در بيرون شهر گذاشتند و به شهر نياوردند و شايد مسقط رأس شريف زيارتگاه باشد .