تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
نزديك جعبه رفت و سر مقدّس را بيرون آورد و در آغوش كشيد و بوسيد ، سپس هر يك از پيغمبران چنين كردند و پيغمبر خاتم ( ص ) بر سر حسين ( ع ) گريست و پيغمبران او را تسليت دادند و جبرئيل گفت : اى محمد ، من دربارهء امّت تو فرمانبر توام و اگر فرمائى ، زمين را بر آنها واژگون كنم چنانچه با قوم لوط كردم ، پيغمبر ( ص ) فرمود : اى جبرئيل ، به راستى من در پيش خدا با آنها محاكمه‌اى دارم ، سپس فرشتگان آمدند ما را بكشند ، من گفتم : الأمان الأمان يا رسول اللَّه ، فرمود : برو خدا تو را نيامرزد . ( 1 )

فصل در شمّه‌اى از حوادث ميان راه شام

بدان كه ترتيب منازلى كه در آنجا بار انداختند و يا از آن گذشتند معلوم نيست و در كتب معتبره مذكور نيست و در بيشتر كتب ، كيفيت مسافرت اهل بيت به شام ذكر نشده ، فقط پاره‌اى از حوادث ميان راه در بعضى از آنها وجود دارد كه در اين كتاب بدان اشاره مىشود ان شاء اللَّه . ( 2 ) ابن شهر آشوب در « مناقب » گويد : يكى از مناقب حسين ( ع ) كراماتى است كه از زيارتگاههاى سر او از كربلا تا عسقلان و در ميان آنها در موصل و نصيبين و حماة و حمص و دمشق و ديگر جاها هويدا است ، مىگويم : از اين عبارت برمىآيد كه سر معظم مقدس در اين جاها زيارتگاه معروفى دارد ، اما