تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
را مىبوسيد و در دامن خود آنها را مىنشانيد ، سپس اين آيه را خواند : « اللَّهم فاطر السموات . . . تا آخر آيهء 46 سورهء زمر . ( 1 )

فصل فرستادن عبيد اللَّه بن زياد لعين سرهاى مطهره و اهل بيت طاهره را از كوفه تا شام و ذكر بعضى پيش‌آمدها

( د ) چون از گردانيدن سر مطهر در كوفه فارغ شدند ، آن را به قصر برگردانيدند و ابن زياد آن را به زحر بن قيس داد و سر اصحاب هم به او داد و او را نزد يزيد گسيل داشت و ابو بردة بن عون ازدى و طارق بن ابى ظبيان و جمعى از اهل كوفه را با او روانه كرد تا به يزيد لعين وارد شدند ، در اينجا من حق دارم گريه را طولانى كنم و به فرمودهء امير المؤمنين سيد الأوصياء ( ع ) تمثّل جويم ( كجايند آنان كه به فداكارى هم‌پيمان شدند و سرهاى آنان نزد نابكاران برده شد ) و به اين شعرها هم تمثّل جويم :
بقربان سرها كه بر نيزه شد * سوى شام سوقات آورده شد بقربان آن گونه‌هاى عزيز * كه با خاك و خون سخت آغشته شد بقربان تنهاى عريان به دشت * كه بهر عزا خوب سررشته شد به ايتام آل محمد بنال * كه قرآن از آنها پراكنده شد
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 541 | الشيخ عباس القمي / محمد باقر كمره اى