گفت : برخيز و پا بر دهان دشمنت گذار ، مىگويم : سپس چيزى گفته است كه من نقل آن مصيبت ناگوار را دل ندارم ، و مهيار چه خوب سروده است : [ 1 ] منبرش بر سر گذارند از براى احترام زير پا اولاد امجاد و را داده مقام [ رمز 104 ] كاهن كه در لغت عرب معنى غيبگو و طالعبين دارد و از ملازمين و مخصوصين ابن زياد بوده است و از عناصر بيگانه و جاسوسان مخالف اسلام بوده كه براى از بين بردن اسلام بعنوان كاهن و مستشار وارد دستگاه حكومت اسلامى شده و در هر فرصت ، حدّ اكثر استفاده را بر زيان اسلام مىنموده است ، اين كاهن ملازم پسر زياد از قماش همان سرجون رومى مستشار معاويه و يزيد بود كه بوسيلهء او ابن زياد به حكومت كوفه منصوب شد و اين جنايت را مرتكب گرديد و اكنون بوسيلهء اين همكار شيطان او ، ابن زياد اهانت به آل رسول را به نهايت مىرساند .
هامش
[ 1 ] در « حبيب السير » مسطور است كه : چون آن سر را نزد ابن زياد بردند برداشته بر رو و موى او مىنگريست ، ناگاه لرزه بر دست شومش افتاد ، آن سر مكرّم را بر روى ران خود نهاد ، قطرهء خونى از آن بچكيد و از جامههاى آن ملعون درگذشت و رانش را سوراخ كرد چنان كه ناسور شد و نتن گشت ، و هر چند جرّاحان سعى نمودند معالجهء آن علّت نتوانستند كرد ، لاجرم ابن زياد لعين دائم با خود مشك نگاه مىداشت تا بوى بد ظاهر نشود .