تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
امام حاوى مقام شامخ عرفان حقيقى است ، بر اين معنى قدرت دارد كه در مسافتهاى دور انجام كارهائى كند و با ظهور جسد مثالى خود متصدى مشاغلى گردد و مردم عادى از آن بىخبر باشند . ( 1 ) شيخ طوسى بسند خود از امام صادق ( ع ) روايت كرده است كه : صبح روزى ام سلمه مىگريست ، به او گفتند : چرا گريه مىكنى ؟ گفت : امشب پسرم حسين ( ع ) كشته شده چون كه از در گذشت رسول خدا ( ص ) تا كنون او را به خواب نديده بودم جز امشب كه او را عزادار و دل شكسته به خواب ديدم و عرض كردم : يا رسول اللَّه ، چرا شما را گريان و دل شكسته مىبينم ؟ فرمود : امشب تا صبح قبر حسين و اصحابش را مىكندم . ( 2 ) صدوق از ابن عباس روايت كرده است كه : نيمه روزى پيغمبر ( ص ) را در خواب ديدم ، پريشان و غبارآلود بود و شيشهء پرخونى در دست داشت و فرمود : اين خون حسينم مىباشد كه از صبح امروز تا كنون آن را برگرفته‌ام ، آن روز را شماره كردند ؛ و همان روز بود كه حسين ( ع ) كشته شده بود . ( 3 ) روايات بسيارى به مضمون اين دو روايت وارد است ؛ در « مناقب » گويد : در روايت است كه ابن عباس پس از قتل حسين ( ع ) پيغمبر ( ص ) را در خواب ديد با چهرهء گردآلود و پاى برهنه و ديده‌هاى گريان و دامن پيراهن به كمر بسته و اين آيه را تلاوت مىكرد : « گمان مبر كه خدا از كار ستمكاران غافل است » [ 1 ] و
هامش
[ 1 ] سورهء ابراهيم ، آيهء 42 .