تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
فرمود : من به كربلا رفتم و خون حسينم را از روى زمين برگرفتم و هم اكنون در دامن من است و مىروم تا نزد خداى خود آنها را محاكمه كنم . ( 1 ) در « كامل » ابن اثير است كه ابن عباس در شبى كه حسين ( ع ) كشته شده بود در خواب ديد كه رسول خدا ( ص ) شيشه‌اى به دست دارد و خونهائى را در آن جمع مىكند ، گفتم : يا رسول اللَّه ، اينها چيست ؟ فرمود : اينها خون حسين و اصحاب او است كه به سوى خدا بالا مىبرم ؛ صبح كه شد ، ابن عباس قتل حسين ( ع ) را به مردم اعلام كرد و خواب خود را نقل كرد و بعد معلوم شد كه همان روز كشته شده است . [ رمز 97 ] چون اخبار خوابهاى ام سلمه و ابن عباس به مضمونهاى چندى و در اوقات مختلفه‌اى روايت شده است نبايد آنها را مخالف و معارض يكديگر دانست زيرا ممكن است خوابهاى متعدد ديده باشند و هر كدام آنها به صورتى قضيهء شهادت را در برابر آنها مجسم كرده باشد . ( 2 ) من مىگويم : در كتب معتبره وضع دفن حسين ( ع ) و كسانى كه با او كشته شدند ، به تفصيل نرسيده است ، و از روايت شيخ طوسى برمىآيد كه بنى اسد حصير تازه‌اى آوردند و زير بدن حسين ( ع ) فرش كردند زيرا از ديزج روايت شده كه : من با غلامان مخصوص خود آمدم و قبر او را شكافتم و حصير تازه‌اى ديدم كه بدن حسين ( ع ) روى آن بود و بوى مشك از آن دريافت مىشد ، آن حصير