امير المؤمنين ( ع ) بازشد تا در فراز آسمانها نگريست و ديد كه با او وى را غسل مىدهند و بر او نماز مىخوانند و براى او قبر مىكنند ، به خدا قبر او را جز آنها نكندند و تا آنگاه كه او را در قبر مىنهادند ، با متصدّيان ، همكارى كردند و او را در قبر نهادند و آن حضرت با آنها سخن گفت و گوش على ( ع ) بازشد تا شنيد كه پيغمبر ( ص ) سفارش او را به آن فرشتگان مىكند ، و گريست و شنيد كه آنها در پاسخ پيغمبر ( ص ) گفتند :
ما در رعايت او كوتاهى نكنيم ، همانا پس از تو او والى بر ما است ولى جز اين بار با ديدهء خود ما را نخواهد ديد ، فرمود : در موت امير المؤمنين ( ع ) هم حسن ( ع ) و حسين ( ع ) همين وضع را براى تجهيز او ديدند ، و ديدند كه خود پيغمبر ( ص ) هم با فرشتگان كمك مىكند ، و چون حسن ( ع ) فوت شد حسين ( ع ) همين وضع را دربارهء او ديد و نگريست كه پيغمبر ( ص ) و على ( ع ) با فرشتگان كمك مىكنند و چون حسين ( ع ) از دنيا رفت ، على بن الحسين ( ع ) همين وضع را دربارهء او ديد . . . الخ .
[ رمز 95 ] تشريفات دفن ميّت در هر ملتى آدابى دارد و براى اشخاص متعين و بزرگ ، تشريفات خاصى معمول است ، جنازهء جوانان ناكام را گل باران كنند و جنازهء افسران شهيد را با وضع خاصى به خاك سپرند و دربارهء دفن امام ( ع ) و پيغمبر ( ص ) هم اين تشريفات معنويه مراعات شده است كه با شركت فرشتگان بزرگ انجام مىشود ولى بسيار مرموز
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 496
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٤٩٦