تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
كه : « لعلك باخع نفسك ان لا يكونوا مؤمنين » [ 1 ] : شايد تو خود را هلاك كنى كه ايمان نمىآورند . زينب كبرى معينة الولايه متوجّه حال امام شد و با قلبى مردانه و زبانى پيمبرانه او را تسليت داد و از هر دو جهت ، خاطر او را آرام كرد ، فرمود : اين كشتار فجيع شهيدان را پيغمبر ( ص ) پيش‌بينى كرده است و خبر داده و ما اهل بيت بر آن دل نهاديم ، نشانهء خوارى نيست و در پرتو نور شهادت آنان ، گروه بسيارى هدايت شوند و پروانه‌وار گرد شمع قبور آنان تا هميشه بگردند و فيض معنوى برند . ( 1 )

فصل در دفن مولاى ما حسين ( ع ) و اصحابش ( ره )

( د ) چون ابن سعد كوچ كرد ، جمعى از بنى اسد كه در « غاضريه » منزل گرفته بودند ، آمدند بر حسين ( ع ) و يارانش نماز خواندند و خود آن حضرت را در همين جا كه اكنون قبر او است به خاك سپردند و على بن الحسين الاكبر را
هامش
[ 1 ] سورهء شعراء ، آيهء 3 .