عزايتان نشيند و از هر سو بر او حمله كردند .
( 1 ) شيخ مفيد ( ره ) گويد : زرعة بن شريك دست چپش را قطع كرد و ضربتى به شانهاش زد كه به رو افتاد ؛ در روايت طبرى : سپس برگشتند و او سنگين حال بود و زانو به زانو مىرفت ، در اين حال سنان بن انس بن عمرو نخعى نيزهاى بر او زد و او را به زمين انداخت .
( 2 ) مفيد و طبرسى گفتهاند : خولى بن يزيد اصبحى پيش جست و از اسب به زير آمد تا سرش را ببرد ، لرزهاش گرفت ، شمر گفت : خدا بازويت را بگسلاند ، چرا مىلرزى ؟ ! ! و از اسب پياده شد و سرش را بريد .
( 3 ) ابو العباس احمد بن يوسف دمشقى قرمانى كه در سال 1019 مرده است در « اخبار الدول » گويد : تشنگى بر آن حضرت سخت شد و آبش ندادند ، يك شربت آب به دست او افتاد ، چون خم شد كه بنوشد ، حصين بن نمير تيرى به زنخش زد و آن آب پر از خون شد و دست برداشت به سوى آسمان [ 1 ] و مىگفت :
خدايا آنها را شماره كن و تا آخرين تن بكش و احدى از آنها را به روى زمين مگذار ، سپس از هر سو بر او حمله كردند و او از راست و چپ بر آنها جولان مىكرد تا زرعة بن شريك دست چپش را ضربت زد و ديگرى ضربتى بر كتفش وارد كرد و سنان بن انس نيزهاى بر او فرو برد و به زمين افتاد ، شمر پياده شد سرش را جدا كرد و تحويل خولى اصبحى داد و جامههايش را ربودند .
هامش
[ 1 ] دينورى گفته : حسين ( ع ) تشنه شد و قدحى آب خواست و چون به لب نهاد ، حصين بن نمير تيرى به دهان او زد و مانع نوشيدن آب شد و قدح را به زمين نهاد .