تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
همان نفخهء صور تيغش بدان كه بيرون كشيده ز تنها روان نفسها همه زير پيمان او كه گردند واقف به فرمان او ز تنها جدا كرده هر گردنى نمانده سرى ديگر اندر تنى مسنجيد او را به ديگر كسان كه برنده‌تر تيغ ، بهتر همان ( 1 ) در « اثبات الوصيه » روايتى دارد كه : آن روز هزار و هشتصد جنگجو را به دست خود كشت ؛ ( 2 ) در « بحار » است كه ابن شهر آشوب و محمد بن ابى طالب گفته‌اند : پياپى جنگيد تا هزار و نهصد و پنجاه كس را جز زخمىها كشت ، عمر بن سعد به لشكرش فرياد زد : واى بر شما ، مىدانيد با چه كسى مىجنگيد ؟ اين زادهء انزع البطين است ، اين زادهء قتّال عرب است ، از همه سو به او حمله كنيد ، چهار هزار تيرانداز دورش را گرفتند و سر راه خيمه‌ها را بر او بستند . ( 3 ) محمد بن ابى طالب و صاحب « مناقب » و سيّد ( ره ) گفتند كه : آن حضرت فرمود : واى بر شما اى شيعهء خاندان ابى سفيان ، اگر دين نداريد و از قيامت نهراسيد ، آزادگان دنيا باشيد و به خود آئيد كه شما نژاد عربيد ؛ شمر گفت : اى پسر فاطمه ، مقصودت چيست ؟ فرمود : مىگويم : من و شما با هم مىجنگيم و زنها گناهى ندارند ، تا زنده‌ام از تعرّض حرم من دست بكشيد ؛ شمر گفت : حق با تو است ؛ شمر فرياد كرد : از خيمه‌ها برگرديد و خودش را هدف سازيد ، او كفو
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 447 | الشيخ عباس القمي / محمد باقر كمره اى