بهترين خلق خدا باب من است * مام من نيز و منم بن خيرتين
نقرهاى پاك ز زر نابى * منم آن نقره و زاد ذهبين
كيست كور است نيائى چه نيام * يا چه بابم منم ابن العلمين
فاطمه زهراء مام و پدرم * بشكن كفر به بدر است و حنين
او جوان بود و پرستيد خدا * كه قريش عابد جفت وثنين
لات و عزّى بت و معبود همه * ز على بود نماز قبلتين
پدرم شمس و مرا مام قمر * كودكى هستم و زاد قمرين
روز جنگ احدش ضرب بدى است * كه شفا داده دلش از عسكرين
هم به احزاب و به فتح است كه بود * مرگ كفار پر از نكبت و مين
در ره حق چه بديها كردند * امت بد منشى با عترتين
عترت نيك نبىّ مصطفى * و على همچو گلى در جحفلين
[ 1 ] .
( 1 ) سپس با شمشير كشيده از زندگى بريده و دل بر مرگ نهاده برابر آن لشكر ايستاده و مىگفت :
منم زاد على پاك و از هاشم نژاد من مرا اين فخر بس باشد همين شد افتخار من نياى من رسول اللَّه گرامىتر ز هر فردى سراج اللَّه خلقيم و درخشيدن شعار من
هامش
[ 1 ] جحفل : لشكر جرّار يعنى در ميان دو لشكر خونخوار كه رنگها پريده گردد ، رنگ على ( ع ) چون گل سرخ شكفته مىشود .