بكر ؟ خود على ( ع ) در خطبهء مشهورى حال خويش را در اين اوقات بيان كرده و فرمود : با هم پيمان بستند كه با ما معامله و زناشوئى نكنند و آتش جنگ را بر ما افروختند و ما همهء بنى هاشم را به كوه سختى راندند و مؤمنان ما به اميد ثواب بودند و كافران ما حمايت خاندان مىكشيدند ، همهء قبايل قريش بر ضد آنان جمع شدند و قوت آنها را از آنها بريدند و در صبح و پسين انتظار داشتند از گرسنگى بميرند و راه چاره و گشايشى نبود ، تصميم آنها از دست رفته و اميدشان قطع شده بود .
( 1 ) ابو جعفر اسكافى گويد : شك نيست كه ابو عثمان جاحظ تحت تاثير باطل افتاده و راه خطاء و خذلان پيموده و سرگردان شده و چيزى نفهميده تا آنجا كه گفته آنچه گفته و گمان برده على ( ع ) پيش از هجرت ، بلا و سختى نديده و همان پس از هجرت از روز بدر در گرفتارى و امتحان وارد شده و روزگار محاصرهء شعب را از ياد برده كه على ( ع ) در چه سختى بود و ابو بكر راحت و آسوده مىزيست و با هر كس مىخواست مىنشست و هر چه مىخواست مىخورد و آزاد و خوشدل مىگشت و على ( ع ) در گرداب گرفتارى بود و گرسنگى و تشنگى مىكشيد و هر صبح و پسين ، خطر قتل داشت زيرا او بوده كه براى تحصيل قوت به دعوت از شيوخ و عقلاء قريش استمداد مىجست تا رسول خدا ( ص ) و سائر بنى هاشم را در تنگناى حصار شعب نگهدارى كند و هر آن ممكن بود دشمنان رسول خدا ( ص ) او را بىدريغ طعمهء تيغ كند و دستخوش وليد بن مغيره و عتبة بن ربيعه و ديگران از فراعنه و جباران قريش شود ، او خود را گرسنه مىداشت و قوت خود را به رسول خدا ( ص ) مىداد ، و خود تشنه مىماند و
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 427
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٤٢٧