مترس اى نفس از اين قوم كفار * * * تو را مژده به لطف حىّ جبار
به همراه پيمبر راد مختار * بريدندم ز چپ دست فداكار
فرو برشان خدا در سوزش نار
آن ملعون با عمود آهنين او را كشت ، چون حسين ( ع ) او را در كنار فرات روى خاك ديد گريست و سرود :
جفا كرديد بر من قوم بد كار خلاف قول پيغمبر به رفتار مگر خير رسل ما را سفارش نكرد و ما نئيم از نسل مختار مگر زهرا نه مام خاص من هست مگر جدّم نه خير الخلق ابرار شما ملعون و رسوا زين جنايت به زودى و اصل نار شرر بار ( 1 ) مىگويم : اگر خواهيد حال حسين ( ع ) را هنگام قتل برادر و افراد خاندان و ياران ديگر بدانيد ، در سخنان على ( ع ) و حالت او هنگام قتل بزرگان اصحاب و دوستانش چون عمار بن ياسر ، مالك اشتر ، محمد بن ابى بكر ، ابى الهيثم بن التيهان و خزيمة بن ثابت و ديگران تأمل كنيد ؛ در روايت است كه آن حضرت جمعه پيش از مرگ خود سخنرانى كرد و ياد آنان نمود و فرمود : كجايند آن برادران من كه در شاهراه بودند و حقخواه درگذشتند ؟ كجا است عمار ؟ كجا است ابن التيهان ؟ كجا است ذو الشهادتين ؟ كجايند همگنانشان كه پيمان