تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
حسينى كه باشد هم از سبطين ز نيك عترت پاك زين رسول خدا را نه كذابت و مين زنم من شما را ابا شور و شين كه اى كاش قسمت شدى جان من ( ط ) گفته : زهير بر شانهء حسين ( ع ) مىزد و مىسرود : به پيش اى رهبر و ره‌جوى سرور روى امروز در نزد پيمبر حسن با مرتضى آن راد و مهتر جوان پهلوان عم تو جعفر شهيد زنده حمزه شير داور ( 1 ) ( مح ) جنگيد تا صد و بيست مرد را كشت ( مح ط مل ) تا كثير بن عبد اللَّه شيعى و مهاجر بن اوس تميمى بر او تاختند و بر خاكش انداختند و چون زهير به خاك افتاد ، حسين ( ع ) فرمود : اى زهير ، خدايت دور نكند و كشنده‌ات به لعن آنان كه ميمون و خوك شدن گرفتار كند . ( 2 )

مقتل نافع بن هلال ( ره )

گويد : نافع بن هلال جملى نام خود را بر تيرهايش نوشته بود و آنها را كه زهرآلود بودند پياپى به دشمن پرتاب مىكرد و مىسرود :
تير نشاندار زنم بر عدو * سود نبخشد به كسى ترس او