تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
شد و هر كارى كردند بدون آن دستمال خون بند نيامد و حسن حال او بر آنها روشن شد و دستور داد مقبره‌اى براى او ساختند و خادمى بر آن گماشت . انتهى . مىگويم : نسبت شيخ محدث اجل شيخ حر عاملى صاحب وسائل چنانچه شيخ احمد در « درّ الملوك » گفته : به حر بن يزيد مىرسد . ( 1 ) ( ط ) ابو ثمامهء صائدى را عموزاده‌اش كه با او دشمنى داشت ، كشت و نماز ظهر را پشت سر حسين ( ع ) به طرز نماز خوف خواندند ، ( ف ) گفته : به زهير بن قين و سعيد بن عبد اللَّه دستور داد جلوى او ايستادند و نماز ظهر را با نيمى از اصحابش خواند و روايت شده كه سعيد بن عبد اللَّه حنفى جلوى حسين ( ع ) ايستاد و هدف تير آنها گرديد و حسين ( ع ) در هر سو مىگشت ، او جلويش مىايستاد و آن قدر تير بر بدنش رسيد كه به زمين افتاد و مىگفت : بار خدايا ، لعنت عاد و ثمود را بر آنها فرست و پيغمبرت را از من سلام برسان و آنچه از درد و زخم كه ديدم به او برسان كه من در يارى ذريهء پيغمبرت ثواب تو را خواستارم ، سپس جان داد و در تن او سيزده زخم تير بود جز زخم نيزه و شمشير ؛ ابن نما گفته : بعضى گفته‌اند : حسين ( ع ) و اصحابش نماز را فرادى به اشاره خواندند . ( 2 ) طبرى و جزرى و ديگران گفته‌اند : بعد از ظهر نبرد سختى كردند و خود را به حسين ( ع ) رسانيدند و حنفى خود را سپر او كرد و نشانهء آنها شد و از هر سو جلوى امام بود و پىدرپى تير بر او زدند تا به زمين افتاد ؛ من گويم : در زيارتى كه نام شهدا را دارد وارد است : درود بر سعيد بن عبد اللَّه حنفى كه حسين ( ع ) رخصت برگشتن به او داد و در جواب گفت : نه به خدا تو را وانگذارم تا آنكه