[ رمز 55 ] اصحاب ابى عبد اللَّه ( ع ) صبح عاشورا اميدوار بودند و در نظر داشتند كه دفاعى از خود و حسين ( ع ) خواهند كرد يا به اعتبار اينكه نصايح خيرخواهانهء امام و سخنوران اصحابش در لشكر كوفه اثر مىكند و اگر از آن حضرت پيروى نكنند از سر راه او برخيزند تا عقبنشينى كند و يا به حساب اينكه در اين موقع كمكهائى به حسين ( ع ) خواهد رسيد و او را نجات خواهد داد و يا به اعتبار اينكه آن روز را تا شب پايدارى مىكنند و اقلا يك روز تأخير مىافتد ولى چون تيرباران بىرحمانهء لشكر كوفه و حملههاى دسته جمعى آنان شيرازهء لشكر حسين ( ع ) را از هم گسيخت و از طرفى خيمهها را سوختند و بر آنها دور زدند ، پس از اداى نماز ظهر ديگر دل به شهادت دادند و جنگيدند تا كشته شدند .
( 1 )
كشته شدن حنظلة بن اسعد شبامى
( ط مل ) حنظلة بن اسعد شبامى آمد جلوى حسين ( ع ) ايستاد ( ف ) و او را با چهره و گردن از تير و نيزه و شمشير نگهدارى مىكرد ( ط مل ) و فرياد مىزد :
« اى قوم من بر شما مىترسم از مانند روز احزاب * چون قوم نوح و عاد و ثمود و كسانى كه بعد از آنها بودند خدا نمىخواهد ستم بر بندگان * اى قوم من بر شما از روز پشيمانى مىترسم * روزى كه پشت داده بگريزيد و خدا پناهى به شما ندهد