تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
[ رمز 53 ] مردم ديومنش جنايت دوست خوى ددان درنده اين است كه از كشتار زيردستان خود لذت مىبرند و سود و زيانى در آن منظور ندارند ، در ميان افراد به صورت بشر به ندرت مظهر اين جانوران درنده پيدا مىشود ، واى بر جامعهء بشر از روزى كه اين چنين افرادى مصدر قدرت شوند و زور و زرى به كف آورند . در تاريخ باستان ، داستان « نرون » امپراطور ديوانهء رم قديم معروف و انگشت نشان است كه دستور مىداد مردم ضعيف و بىگناه را آتش مىزدند و او به سوز و گداز آنها مىنگريست و از آن لذت مىبرد ، تاريخ شوم بنى اميه كه مظهر دوران جاهليت بود ، در پرورش چنين اشخاصى تخصص داشت آنها را پيدا مىكرد و پرورش مىداد و بر مخالفين خود مسلط مىكرد ، عناصر چاقوكش و ماجراجو جزء سازمان هر حكومت ناحق و ستمكار است : بسر بن ارطاة ، زياد ، حجاج و شمر كه مردان معروف و نامور صدر حكومت بنى اميه‌اند از همين قماشند ، اين جانور درنده به هيچ وجه از منظرهء غم‌انگيز شيون زنى بر سر نعش شوهر خود در ميان بيابان غربت متأثر نمىشود بلكه به نشاط مىآيد و بر جنايت مىافزايد و چنين دستور ننگينى را به جانور ديگرى كه مسخّر او است صادر مىكند .