كشيد : وا ابن عوسجتاه ، وا سيّداه ؛ ( 1 ) ياران عمرو بن حجاج هلهله سر دادند كه مسلم بن عوسجه را كشتيم ، شبث به اطرافيانش گفت : مادر بر شما بگريد ، خود را به دست خود بكشيد و براى ديگران از ميان ببريد ، خرسنديد كه چون مسلم بن عوسجه را كشتيد ؟ بدان كسى كه به دو ايمان دارم ، او را در ميدانهاى با افتخارى براى مسلمانان ديدهام ، در روز جنگ « سلق آذربايجان » هنوز سواران مسلمانان از جا نجنبيده بودند كه او شش تن از مشركان را كشت مانند او كشته شود و شما خوش باشيد ، قاتل مسلم بن عوسجه ، مسلم بن عبد اللَّه ضبابى و عبد الرحمن بن ابى خشكاره بجلى بودند .
( 2 ) شمر بر ميسرهء اصحاب حسين ( ع ) حمله كرد ، جلوى او و لشكرش ايستادند و آنها را با نيزه راندند ، از همه سو به حسين ( ع ) و اصحابش حمله شد و عبد اللَّه بن عمير كلبى كه دو مرد ديگر را كشته بود و نبرد سختى كرد كشته شد ، هانى بن ثبت حضرمى و بكير بن حى تميمى او را كشتند ، عمير دومين كشته از اصحاب حسين ( ع ) بود ؛ اصحاب حسين ( ع ) با لشكر كوفه نبرد سختى كردند .
سواران آنها كه سى و دو تن بودند ، به هر سوى لشكر كوفه يورش مىكردند آنها را از هم مىشكافتند و گويا أبو الطفيل آنان را ستوده است :
چه امواج بودند يورش بران * پلنگان و شيران درندگان
جوانان و پيران آقامنش * نشسته بر اسبان همه پهلوان