بلكه روى بىايمانى بود و چون عقيده به واقعيتى نداشت ، براى خود زيان و ضررى در اين كار نمىديد و تظاهر به ايمان و عقيده را براى خود افتخارى مىدانست و مىخواست در برابر عوام مردم به نفع دستگاه بنى اميه تظاهرى كرده باشد و اين گونه نمايشات از شاهكارهاى عوامفريبى سياستمدارانى زبردست است كه اعمال ننگين خود را بوسيلهء آن زير پرده مىنمايد چنانچه كعب بن جابر هم در شعر خود راجع به عقيدهء خود مىگويد : من به پسر حرب كه مقصودش معاويه يا يزيد است قناعت مىكنم و او را براى زندگانى دنياى خود كافى مىدانم و در عين حال از قتل برير اظهار نگرانى دارد و آن را طبق دلخواه خود نمىداند و نمىتواند وجدان ننگين خود را در اين كردار زشت ناگفته گذارد و نهفته نمايد .
( 1 )
كشته شدن عمرو بن قرطهء انصارى ( ره )
به ميدان رفت و براى حسين ( ع ) جنگيد و مىسرود :
همىدانند گردانان انصار كه هستم حوزه پيمان نگهدار زنم با تيغ بران چون غلامى بفرمان حسين آن يار و غمخوار كه هم نور دو چشمان است و هم دار