مرا بد نيزهاى كعبش بسى سخت به دستم تيغ برانى درخشان كشيدم بر سر جمعى على خواه كه من ابن حرب را گرديده خواهان ميان مردم از دور جوانى نديده چشم من مانند آنان كه در پيكار بهتر تيغ يازند هلا هر عهده دارى تيغ يازان شكيبا زير تيغ و نيزه سرباز به پيكارند دائم سودجويان عبيد اللَّه بياگاهان چه ديديش كه من هستم مطيع و زير فرمان برير كشتم و احسان نمودم به بن منقذ چه ياور گشت خواهان [ رمز 51 ] داستان مباهلهء يزيد بن معقل با برير براى اين نيست كه يزيد واقعا ايمان و عقيدهاى به دستگاه معاويه و يزيد داشت و براى آنها حقيقتى معتقد بود گواينكه روى اشتباه باشد زيرا رسوائى و فضاحت دستگاه يزيد و بنى اميه زير پرده نبود و بر كسانى چون يزيد بن معقل پوشيده نبود
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 328
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٣٢٨