گوشهاى شنوا و ديدهء بينا و دل روشن دادى ، ما را از شكرگزاران خود بپذير .
( 1 ) اما بعد ، من در ميان اصحاب جهان باوفاتر و بهتر از اصحاب خود نمىدانم و در ميان خانوادهها مهربانتر و گرمتر و بهتر از افراد خانوادهء خود نمىشناسم ، خدا شما همه را از طرف من جزاى خير دهد ؛ هلا من يك روزى از طرف اين دشمنان براى خود گمان بردارم ! ! من به همهء شما اجازه دادم - همهء شماها - آزادانه برويد و من شما را حلال كردم ، پيمان و تعهدى نداريد ، اين شب تار شما را فرا گرفته ، در امواج ظلمت آن خود را از گرداب بيرون كشيد ، هر كدام شما دست يكى از افراد خاندان مرا بگيريد و در روستاها و شهرها پراكنده شويد تا خدا گشايش دهد زيرا اين مردم بس مرا مىخواهند و اگر مرا گرفتار كنند ، از جستجوى ديگران بگذرند » .
[ رمز 41 ] در تاريخ جنگهاى جهان بسيار شده است كه جمعى در تنگناى محاصرهء دشمن گرفتار شدهاند و مقاومت كردهاند تا جان دادهاند و بيشتر جانبازىها از روى تعصب بوده يا براى آن بوده است كه از رئيس خود ملاحظه كردهاند يا از تعقيب او ترسيدهاند ولى جانبازيهاى خويشان و ياران حسين ( ع ) روى مبدأ و عقيده بوده است و براى همين جهت است كه امام شبانه در موج تاريكى آنها را جمع مىكند و بيعت از آنها
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 281
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٢٨١