برابر اين قشون مخلوط كه شايد بسيارى از آنان راجع به امام مظلوم در اشتباه بودند و دچار هر گونه تبليغات واژگون شده بودند .
و براى عمر بن سعد اميد مىرفت كه در ضمن اين مهلت براى حضرت ، پشيمانى از مقاومت دست دهد و تسليم شود و چنگ او به خون پسر پيغمبر آلوده نگردد و آبرويش براى دنيايش محفوظ بماند يا آنكه عدهاى از ياران او دست از يارى او بردارند و صولت و آبروى او شكسته شود و رسوائى كمتر گردد .
( 1 )
فصل در ذكر وقايع شب عاشورا
( د ) حسين ( ع ) شب هنگام ياران خود را جمع كرد ، على بن الحسين ( ع ) گويد :
با آنكه بيمار بودم ، نزديك رفتم تا آنچه گويد بشنوم ، شنيدم پدرم به اصحاب گفت :
« بهترين ستايش را بر خدا نمايم و بر سود و زيان ، او را سپاس گذارم ، بار خدايا ، من تو را سپاس گويم كه ما خانواده را به نبوت گرامى داشتى و قرآن را به ما آموختى و در دين دانا ساختى و به ما