با او برخورد مىكردند و در پشت سر از حنظل تلختر بودند تا خدا جانش را گرفت و پدرت على همچنين بود ، يك دستهاى در يارى او متحد شدند و با ناكثان و قاسطان و مارقان جنگيدند تا مرگش در رسيد و به رضوان خلد گرائيد ، امروز هم نزد ما مانند همان روز است ، هر كس پيمان شكند و بيعت وانهد جز به خود زيان نرساند و خدا ما را از او بىنياز كند ، تو با رشد و عافيت ما را هر جا خواهى ببر در مشرق باشد يا در مغرب ، به خدا ما از مقدرات خدا هراس نداريم و لقاء پروردگار خود را بد نداريم و بر قصد و بينائى خود بجائيم و با دوستان تو دوستيم و با دشمنانت دشمنيم .
( 1 ) سپس برير از جا جست و گفت : به خدا يا بن رسول اللَّه ، خدا به تو بر ما منّت نهاد كه پيش رويت پاره پاره شويم و روز قيامت ، جدّت شفيع ما گردد ، مردمى كه زادهء دختر پيغمبر خود را از دست دادند رستگار نشوند ، اف بر آنها فرداى قيامت چه خواهند ديد ، در دوزخ نالهء وا ويلا دارند .
( 2 ) گويد : حسين ( ع ) فرزندان و برادران و خاندانش را دور خود جمع كرد و ساعتى گريست و سپس فرمود : بار خدايا ، ما عترت پيغمبريم بيرونمان كردند و راندند و از حرم جدّمان دور كردند ، بنى اميّه بر ما ستم كردند ، بار خدايا ، حقّ ما را بگير و ما را بر قوم ستمكار نصرت ده . گويد : از آنجا كوچ كرد و روز چهارشنبه يا پنجشنبه به كربلا رسيد ، در دوم محرم سال شصت و يك و رو به اصحابش كرد و فرمود : مردم دنياپرستند و دين سر زبان آنها است و تا زندگى آنها را بگرداند ، آن را نگهدارند و چون به بوتهء امتحان درآيند ، دينداران كمند ؛ سپس فرمود :
اينجا كربلا است ؟ گفتند : آرى يا بن رسول اللَّه ، فرمود : اينجا كرب و بلاء است ،
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 258
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٢٥٨