خدا ( ص ) خبر داده و من در آن كشته شوم ، ( 1 ) سپس سبط از شعبى روايت كرده كه :
چون على ( ع ) در رفتن به صفين برابر نينوا كه دهى است بر فرات رسيد ، آبدار خود را خواست و فرمود : اين زمين را چه نامند ؟ گفت : كربلا ، حضرت گريست تا زمين از اشكش تر شد ؛ سپس فرمود : به رسول خدا ( ص ) وارد شدم و مىگريست ، گفتم : براى چه گريه مىكنى ؟ فرمود : اكنون جبرئيل نزد من بود و به من خبر داد كه فرزندم حسين در زمينى بر فرات به نام كربلا كشته شود ، و مشتى از خاكش آورد و من بوئيدم و اشكم سرازير شد .
( 2 ) در « بحار » از « خرائج » نقل كرده كه امام باقر ( ع ) فرمود : على ( ع ) مردم را تا دو مايل يا يك مايل به كربلا برد و خود از آنها پيشى گرفت تا به جائى كه آن را « مقدفان » گفتند ، چرخى زد و فرمود : در اينجا دويست پيغمبر و پيغمبرزاده ، همه شهيد ، كشته شدهاند و بارانداز و قتلگاه شهيدان شيفتهاى است كه گذشتگان بر آنها پيش نبودند و پس از آنان هم كسى به پايهء آنها نرسد .
( 3 ) در « ملهوف » چون بدانجا رسيد فرمود : نام اين زمين چيست ؟ گفتند :
كربلا ، گفت : بار خدايا ، من از كرب و بلا به تو پناهندهام ، سپس فرمود : اينجا كرب و بلاء نهاده است ، منزل كنيد ، اينجا بارانداز ما است ، اينجا خون ما ريخته شود ، اينجا گورستان ما باشد ، جدّم رسول خدا ( ص ) به من بازگفته است ؛ همه فرود آمدند و حر و اصحابش هم سوى ديگر منزل كردند .
( 4 ) در « كشف الغمه » گويد : آن دسته فرود آمدند و بارهاى خود را به زمين نهادند و حرّ هم قشونش را پياده كرد در برابر حسين ( ع ) و به عبيد اللَّه بن زياد نامه نوشت و منزل گرفتن حسين ( ع ) را در زمين كربلا به او خبر داد .
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 256
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٢٥٦