تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
رساندند خود در بهشت برين كه بهتر بد از سيم و زر بىكلف به روز نبرد ار كه بودم به صف به تيغ و سنان مىربودم شرف دريغا نبودم ز انصار او كه ياغى و مفسد نمايم تلف ( 1 ) گويد : به هر حال اين مرد در نظرم خوش عقيده است و خلافكار ، چنانچه شنيدى از حسين ( ع ) كناره گرفت و با مختار چنان كرد و سپس آه كشيد و دريغ خورد و عجيب است كه نجاشى او را در شمار سلف صالح آورده و به او اعتناء كرده و در صدر كتاب خود جا داده ولى با اين حال اميد است كه مهر حسينى و دستور فرار به وى كه فرياد را نشنود و در دوزخ سرنگون نگردد در قيامت نزد خدا شفيع او گردد با آنكه پس از آن سخت دريغ خورد و غمنده گشت و از كرده پشيمان شد و خدا به حقيقت حال و سرانجامش داناتر است . تمام شد كلام علّامهء طباطبائى و بايد بدانى كه خانوادهء بنى حر جعفى از بيوت شيعه هستند و آنان اديم و ايوب و زكريا اصحاب امام صادق ( ع ) هستند ، نجاشى آنها را ذكر كرده و براى اديم و ايوب اصلى اثبات كرده و براى زكريا كتابى نام برده است .