تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
ما به خودت و اسبت نيازى نداريم و گمراهان را يار نگيريم ، پس بگريز و نه با ما باش و نه بر ما ، زيرا هر كه فرياد ما خانواده را بشنود و ما را يارى نكند خدايش به رو در آتش دوزخ افكند . ( 1 ) مفيد در « ارشاد » گفته كه : چون حسين ( ع ) به قصر بنى مقاتل رسيد خيمه‌اى برپا ديد ؛ به همان روش نقل كرده ، سپس علامه طباطبائى گفته كه : شيخ جعفر بن محمد بن نما در كتاب « شرح الثار در احوال مختار » گويد : عبيد الله بن حر بن مجمع بن خزيم جعفى از اشراف كوفه بود و حسين ( ع ) نزد او آمد ، او را به خروج با خود دعوت كرد و حاضر نشد ، سپس آن قدر پشيمان شد كه مىخواست جانش برآيد و گفت : ( تا زنده‌ام اين دريغ دارم . . . الخ ) . [ رمز 33 ] توبهء جانبازى هر گناهى را توبه‌اى است و اگر مرتكب گناه ، سعادت يافت و آگاه شد و بازگشت نمود بايد به معالجه‌اى كه فراخور آن است بپردازد و آن گناه را از خود دور نمايد ، صرف پشيمانى براى علاج هر گناهى كافى نيست و بس زمينهء معالجه است يك قسمت از گناهان است كه علاج آنها جانبازى است كه آخرين هستى انسان است و بايد آن را توبهء مرگ ناميد ؛ آن دسته از بنى اسرائيل كه از گفتار موسى ( ع ) تمرد كردند و گوساله پرستيدند چون پشيمان شدند براى آنها توبه اعدام اعلام شد ،