[ رمز 31 ] اصحاب امام حسين ( ع ) برگزيدگان عصر او بودند كه به مقام شامخ مصلحان جهان رسيده و در گوشه و كنار پراكنده بودند و يكى از اسرار سفر آن حضرت از مدينه به مكه و از آنجا به كوفه و گرفتارى سر راه همان جمعآورى آنان بوده است و گريز اين چند تن از كوفه با آن وضع محاصره و سختگيرى حكومت كوفه خود دليل روشنى است براى اين موضوع كه اينها با همهء بىاطلاعى از وضع مسافرت حضرت از بيراهه در يك سرزمين كنار از راه ، خود را به آن حضرت رسانيدهاند و براى همين است كه حضرت دفاع از آنها را به عهده گرفت و حرّ با آنكه مأموريت داشت آنها را دستگير كند و به كوفه برگرداند ، در برابر تصميم آن حضرت سپر انداخت و عقب نشست .
( 1 ) حسين ( ع ) به آنها فرمود : از مردم كوفه به من خبر دهيد ، مجمع بن عبد اللَّه عائدى يكى از آنها عرض كرد : سران مردم رشوهء كلانى گرفته و كيسههاى خود را پر كردند و حكومت دل آنها را به دست آورد و آنها را همكار مخلص خود كرد و همه بر عليه شما متحدند و مردم ديگر دل با شما دارند ولى فردا شمشير به روى شما خواهند كشيد ؛ و از آنها حال فرستادهء خود قيس بن مسهر صيداوى پرسيد ، گفتند : حصين بن نمير او را دستگير كرد و نزد ابن زياد فرستاد و ابن زياد به او امر كرد كه تو را و پدرت را لعن كند و بر تو و پدرت رحمت فرستاد و ابن
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 240
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٢٤٠