تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
جان خودم از شما بعيد نيست و اين كار را با پدر و برادر و پسر عمّم مسلم كرديد و فريب‌خوردهء شما بيچاره است ، بهرهء خود را از دست داديد و بخت خود را واژگون كرديد ، هر كس باز شكند بر خود باز شكسته و خدا مرا از شما بىنياز كند و السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته » . ( 1 ) ( د ) عقبة بن ابى العيزار گويد : حسين ( ع ) در « ذى حسم » ايستاد و حمد خدا و ثناى او گفت و فرمود : « اما بعد ، بدرستى كه پيش‌آمدى كرده كه مىبينيد ، دنيا ديگرگون شده و ناشناسى نموده و خيرش رفته و پا در كفش مىگذرد ، از آن نمانده جز ريزش كاسه‌اى و زندگى ناچيزى چون چراگاه مرگبار ؛ نمىبينيد حق را كه بدان عمل نشود و باطل را كه از آن جلوگيرى نگردد ؟ مؤمن به حق بايد لقاى حق را خواهد زيرا من مرگ را تنها خوشبختى مىدانم و زندگى با ستمكاران جز دلتنگى نيست » . [ رمز 30 ] حضرت ابى عبد اللَّه با اين سخنرانىهاى آتشين و جانگداز خود از طرفى به مخالفين خود اتمام حجت مىنمايد و راه هر گونه عذر و بهانه‌اى را براى اين جنايات و ستمكارىها كه در پيش دارند بر آنها مىبندد و پستى دنيا و بىاعتبارى آن را در نظرشان مجسّم مىنمايد و مىفرمايد : در اين وضع ستمكارى و ناهنجارى كه حكومت بنى اميه
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 236 | الشيخ عباس القمي / محمد باقر كمره اى