تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
[ رمز 26 ] رفتن حسين ( ع ) به سوى عراق بر خلاف نظر دوست و دشمن بوده زيرا دوستان مىترسيدند كه مبادا آن حضرت دچار پيمان‌شكنى و اختلاف كوفيان شود و كشته شود ، و دشمنان مىترسيدند كه مردم كوفه و عشائر عراق دور آن حضرت جمع شوند و دوران حكومت پدرش على ( ع ) را تجديد نمايد ، روى اين حساب كسانى كه نفوذ كلمه داشتند ، همه با بيانات مختلفه كه تقويت عدم موفقيت آن حضرت در مبارزه با بنى اميه باشد مشتركند ؛ آن حضرت را از حركت به سمت عراق بازمىداشتند و جز عبد اللَّه بن زبير كه تسلط بر حجاز را در سر داشت و ايجاد شورش در عراق بر ضدّ بنى اميه به نفع او بود ، كسى رأى موافق براى حركت به عراق به آن حضرت نداد و آن حضرت به هر كدام از كسانى كه او را از حركت به عراق منع كردند جوابى درخور استعداد آنها داده و خبر صريح شهادت خود را بطور محرمانه به خواص خود مىگفته . ( 1 ) در « تاريخ طبرى » گويد : ابو مخنف گفت : ابو جناب يحيى بن ابى حيه ، از عدى بن حرملهء اسدى ، از عبد اللَّه بن سليم و مذرى بن مشمعل اسدى حديث كرد كه گفتند : ما از كوفه براى حج به مكه رفتيم و روز ترويه وارد شديم و بناگاه ديديم كه حسين با عبد اللَّه بن زبير ظهر هنگام در ميان خانهء كعبه و حجر الاسود