تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
سپس اين آيه را : ( ( امر خدا با اندازه و مقدّر است ) ) [ 1 ] تلاوت فرمود . ( 1 )

فصل وقايع خروج حسين ( ع ) از مكه به سوى عراق

روز ترويه پيش از آنكه خبر شهادت مسلم كه همزمان حركتش در كوفه خروج كرده بود برسد ، حسين ( ع ) از مكه به سوى عراق بيرون رفت ، و خاندان و فرزندان و شيعيانش كه با او همراه بودند چنانچه « مطالب السئول » و ديگران گفته‌اند هشتاد و دو مرد بودند ، در كتاب « المخزون فى تسلية المحزون » گفته : حسين همراهان خود را كه با او به عراق عزيمت داشتند جمع كرد و به هر كدام ده دينار طلا و يك شتر باركش داد و روز سه‌شنبه ترويه هشتم ذيحجه با هشتاد و دو مرد از شيعيان و دوستان و موالى و خاندانش حركت كرد . انتهى . ( د ) از فرزدق شاعر روايت شده كه گفته : من سال شصت هجرى به حج رفتم ، درون حرم شتر مىراندم كه ديدم حسين ( ع ) با ساز و برگ بيرون آمده گفتم : اين قطار از كيست ؟ گفتند : از حسين است ، نزد وى رفتم و بر او سلام كردم و گفتم : خدا تو را به خواست و آرزويت برساند ، يا بن رسول اللَّه قربانت پدر و مادرم ، چه تو را از حج شتاباند ؟ فرمود : اگر شتاب نمىكردم گرفتار مىشدم ، به من فرمود : تو
هامش
[ 1 ] سورهء احزاب ، آيهء 38 .