خدا كفر شنيعى ورزيده » .
( 1 ) زياد گفت : اين گواهى را امضاء كنيد ، به خدا من براى بريدن گردن خائن احمق تلاش مىكنم ، رؤساى سه بخش ديگر هم همان گواهى را نوشتند ، سپس مردم را دعوت كرد كه همان گواهى را بدهند و موافقين اسحاق و موسى و اسماعيل پسران طلحة بن عبيد اللَّه ، منذر بن زبير ، عمارة بن عقبه ، عبد الرحمن بن هبار ، عمر بن سعد بن ابى وقاص ، وائل بن حجر حضرمى ، ضرار بن هبيره ، شداد بن منذر معروف به ابن بزيعه ، حجار بن ابجر عجلى ، عمرو بن حجاج ، لبيد بن عطارد ، محمد بن عمير بن عطارد ، اسماء بن خارجه ، شمر بن ذى الجوشن ، زحر بن قيس جعفى ، شبث بن ربعى و سماك بن مخرمهء اسدى بانى يكى از چهار مسجد كه در كوفه به شادى كشتن حسين ( ع ) ساخته شد ، هفتاد مرد گواهى دادند و شريح بن حرث قاضى و شريح بن هانى هم در شمار گواهان نوشته شدند ، از شريح قاضى كه راجع به حجر پرسيدند گفت : او هميشه روزه و شبزندهدار بود ، شريح بن هانى گفت : شنيدم گواهى مرا نوشتند و من تكذيب مىكنم .
( 2 ) زياد گواهينامه را به وائل بن حجر و كثير بن شهاب داد و آنها را با حجر و يارانش به شام فرستاد ، دستور داد شبانه آنها را حركت دهند و افراد پليس تا بيرون كوفه با آنها باشند و عدّهء آنها چهارده تن ؛ چون به جبانهء عرزم يكى از منازل كوفه رسيدند ، قبيصة بن ضبيعهء عبسى يكى از ياران حجر به خانهء خود نگاه كرد و ديد دخترانش متوجّهند ، از وائل و كثير خواست او را نزديك خاندانش برند تا وصيّت كند ، چون به دخترانش نزديك شد گريستند ، ساعتى به آنها مهلت داد گريستند ، و سپس گفت : خاموش باشيد و خاموش شدند ، گفت : خدا
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 191
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص١٩١