تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
عبادتش لاغر و رنگ زرد كرده بود ؟ با آنكه به وجهى او را امان دادى و عهد و پيمان خدا را منظور كردى كه اگر به پرنده‌اى داده بودى از سر كوه به دامنت مىافتاد و سپس بر خدا جرأت كردى و او را كشتى و آن پيمان را سبك شمردى » ؟ . ( 1 )

دنبالهء خبر كشته شدن حجر ( ره )

راوى گويد : زياد در جستجوى ياران حجر كوشيد و آنها گريختند و دوازده تن از آنها را گرفت به زندان انداخت و چهار رئيس بخشهاى كوفه را احضار كرد و گفت : بدانچه از حجر ديديد گواهى دهيد و آن چهار : عمرو بن حريث ، خالد بن عرفطه ، قيس بن وليد و ابو برده پسر ابو موسى اشعرى بودند ، گواهى دادند كه حجر دسته‌بندى كرد و به خليفه دشنام داد و زياد را نكوهش كرد و ابى تراب را تبرئه كرد و بر او رحمت فرستاد و از دشمن و محاربان وى بيزارى جست و اين اسيران كه با اويند سران ياران وى هستند و با او همنظرند ، زياد در آن گواهينامه نگريست و گفت : گمان ندارم اين گواهى قاطع باشد ، من مىخواهم گواهان ديگر هم ضميمه كنم ، ابو برده گواهينامه را به اين مضمون نوشت : ( 2 ) « بسم اللَّه الرحمن الرحيم ، اين گواهى ابو بردة بن ابى موسى است براى خداى جهانيان ، گواه است كه حجر بن عدى خلع طاعت كرده و از جماعت كناره كرده و خليفه را لعنت كرده و به جنگ و آشوب دعوت كرده و جمعيت‌ها فراهم كرده و آنها را به شكستن بيعت و خلع معاويه از خلافت دعوت كرده و به
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 190 | الشيخ عباس القمي / محمد باقر كمره اى