هزار سال پيش تأليف شده است ببريم ؟
پاسخ اين است كه بجز استادان تاريخ علم هيچكس قبول ندارد و نمىتواند باور كند كه كسى بتواند استفادهاى از عقايد پزشكى هزار سال پيش ببرد . استدلال آنها اين است كه مىگويند چون دانشمندان در هر دوره و زمان معلومات دانشمندان دورهء قبل را مورد بحث و انتقاد قرار داده و در اثر مطالعه و تحقيق و بررسيهاى دقيق به بعضى از خطاهاى آنان واقف شده و موفق به كشف معلومات تازه مىشوند و از اين راه است كه علم رفتهرفته سير تكاملى خود را مىپيمايد به اين جهت مطالعه در آثار گذشتگان جز اتلاف وقت نتيجه ديگرى ندارد . ولى جرج سارتن « 39 » استاد بزرگ تاريخ علم در دانشگاه هاروارد پاسخ اين قبيل اشخاص را چنين مىدهد :
« بسيار جاى تأسف است كه بسيارى از دانشمندان براى تتبعات تاريخى علوم ارزشى قائل نيستند و آن را سرگرمى كماهميتى مىدانند . دليلى كه اقامه مىكنند اين است كه بهترين قسمتهاى علوم قديم اقتباس گرديده و جزء علوم فعلى شده است ، بقيه قابل فراموشى است و به عبث نبايد حافظه خود را به آن خسته كنيم و بارش را زياد نماييم . علمى كه ما مىآموزيم و به ديگران تعليم مىدهيم نتيجهء يك انتخاب دائمى است كه بر اثر آن قسمتهاى اضافى و زايد افكنده و فقط آنچه را كه لازم و ارزنده است نگاه داشتهايم .
به آسانى مىتوان ديد كه پايههاى اين استدلال محكم نيست . يكى اينكه كى مىتواند تضمين كند و اطمينان دهد كه انتخاب درست به عمل آمده باشد ، در اين كار بخصوص ترديد جايز نيست به دليل آنكه عمل انتخاب و تركيب بوسيلهء كسانى كه هوش سرشار داشته باشند به عمل نيامده است ، بلكه بوسيلهء معلمان و مؤلفان و نويسندگانى انجام شده است كه نظرشان هميشه صائب و فكرشان پيوسته ثابت نبوده است . بعلاوه چون علم همواره در تكامل است و نظرهاى جديد هر روز در آن وارد مىشود ، بسيار ممكن است كه عقيدهاى كه ديروز به آن اهميت داده نمىشد امروز يا فردا مهم و قابل استفاده شناخته شود ، بعلاوه ممكن است وقايعى را كه ديروز فقط بويى از آن برده شده بود ، امروز در نظريه جديدى داخل گردد و باعث پيشرفت آن شود . البته منكر نيستيم كه تركيب كردن علوم به نحوى كه در كتابهاى درسى متداول است مفيد است و بىآن علم نمىتواند از نسلى به نسل ديگر منتقل شود اما بايد توجه داشت كه مندرجات آن كتابها غير قطعى است و جنبه موقتى دارد و گاه بگاه بايد در آنها تجديدنظر شود . بعلاوه برخى كارهاى علمى است كه به طرق تحليلى عادى نمىتوان به كنه و مغز آنها پى برد ، زيرا كه اين كارها از استعداد و ظرفيت زمان خود برتر و بيشتر بودهاند ، و در سير تكاملى علم به
هامش
( 39 ) .George Sarton ( 1884 - 1957 )