آرى من نيز به پيروى از اين كلام حكيمانه آسمانى مدت پنجاه سال كوشيدم و دمى از تلاش و كوشش باز نايستادم ، درب هركس و ناكسى را كوبيدم و به هرجا تصور مىكردم نور اميدى براى روشن كردن اين راه صعب العبور پيدا شود سر زدم . خلاصه آنقدر گفتم و نوشتم تا سرانجام بذرى را كه در سرزمين شورهزار كاشته بودم حاصل داد . از اينجا و آنجا مقالاتى در روزنامهها و مجلات در همين زمينه از طرف نويسندگان دانشمند منتشر شد . در پنجاه سال پيش كه اين حقير شروع به اين كار كردم خود را كاملا تنها احساس مىنمودم و نخستين مقالهاى را كه در آن زمان راجع به عظمت فرهنگ و تمدن اصيل اسلام و شخصيت علمى گرانقدر ابن سينا نوشته و منتشر نموده بودم ، و در آن مقاله به بعضى از خطاهاى پزشكى دانشمندان اروپا اشارت رفته بود ، با حيرت و شگفتى عجيبى از طرف پزشكان مواجه شد و از طرز برخورد و نگاه آنها پيدا بود كه تصور مىكردند من ديوانه شده يا به عقده خودبزرگبينى مبتلا شدهام ، بعضيها هم دوستانه مىگفتند تو قاچ زين را بگير اسبدوانى پيشكشت . مىدانيد چرا ؟ براى اينكه در آن زمان من در كتابها مىخواندم كه وجود آهن در بدن براى خونسازى لازم است و اسفناج چون آهن دارد لذا بايد در رژيمهاى غذايى براى رفع كمخونى اسفناج تجويز شود ، مخصوصا به كودكان كمخون پوره اسفناج مىدادند ولى در كتاب قانون خوانده بودم كه ادامه مصرف اسفناج باعث كمخونى مىشود و من با يك استدلال ساده مىگفتم درست است كه آهن براى خونسازى لازم است ولى اسفناج كه فقط از آهن ساخته نشده و شايد مواد ديگرى نيز در آن وجود داشته باشد كه تاكنون كشف نشده و آن مواد باعث كمخونى گردد . بنابراين طبق منطق عقل و علم بايد خود اسفناج را در بدن آزمايش كرد كه آيا كمخونى ايجاد مىكند يا بالعكس در رفع كمخونى مفيد است ، استدلال به اين صراحت و وضوح را قبول نمىكردند صرفا به اين علت كه از دهان دانشمندان اروپا برون نيامده يا در كتابهاى اروپايى نوشته نشده است ، و اين غربزدگى به تمام معنى بود كه تا مغز استخوان دانشمندان ما رسوخ كرده بود ، خلاصه تا مدت چندين سال آنقدر در اين كتاب و آن كتاب جستجو كردم تا بالاخره در كتاب مفصل پزشكى « 37 » مجلد 9 چاپ 1948 گمگشته خود را يافتم و آن اينكه در مبحث اگزالمى « 38 » خواندم كه اسيد اگزاليك در بدن ايجاد كمخونى مىكند و در فهرست مواد غذايى محتوى اسيد اگزاليك ، اسفناج را در رديف اول نوشته بود و خوردن آن را در كمخونى تحريم نموده بود ، اثبات اين مطلب مرا تحريك به ادامه تحقيق در كتاب قانون كرد و در ادامه تحقيق يكى پس از ديگرى به خطاهاى دانشمندان اروپايى پى بردم كه شمهاى از آنها را نقل خواهم كرد . منظور از تذكار اين مطلب اين بود كه در پنجاه سال پيش
هامش
( 37 ) .Traite de Medecine( 38 ) .Oxalemie