تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دارو مسئله پزشكى قرن ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
غنچه‌اى نشكفته است . البته بخشيدنى نيست كه پس از ديدن باغ همسايه به فقر و كم درختى باغ خود خرسند باشيم ولى همچنان نابخشيدنى است اگر آنچه را هم كه داريم از تنبلى يا بىاعتنايى بخشكانيم و جنايت است و ديوانگى است اگر تازه خارى چنان چشم ما را ببندد كه به ريشه درختان كهنسال تيشه بزنيم . اما در اين نيم قرن كه شادابى باغ همسايه را ديديم براى باغ خود چه ارمغانى آورديم ؟ اين پرسشى است كه بايد همه متفكران ما را كه به رستگارى اجتماع خود علاقه دارند به خود مشغول كند . چه ارمغان آورده‌ايم ؟ آيا انديشه و تعمق به كار برده‌ايم كه كدام درخت يا گل همسايه با وضع خاك و آب باغ ما مناسب است و در آنجا مىتواند رويد ؟ آيا كوشش قابل ذكرى از خود نشان داده‌ايم كه باغ خود را از نكبت و فقر نجات دهيم ؟ متأسفانه چنان نكرده‌ايم . در حيرت و بهتى كه به ما دست داده است مدتى خيره خيره باغ همسايه را تماشا كرده‌ايم آنگاه سفيهانه دامن خود را از ميوه‌هاى گنديده و كرم‌خورده‌اى كه در زير درختان همسايه ريخته بود پر كرده‌ايم و به باغ خود آورده‌ايم . پشته‌اى از گياهان را به تصور نهال گل به دوش كشيده‌ايم . شايد چند گلى هم در ميان گياهان به باغ آورده‌ايم ولى چون گل را بايد با خاك و ريشه و دقت و توجه بسيار جابجا كرد ما چنين نكرديم و ثمرى نبرديم . همسايه‌هاى ما كه خوش داشتند ما را محتاج ميوه‌هاى گنديده و يا علفهاى زائد باغ خود ببينند تبسمى كردند ولى البته در راهنمايى ما كوششى نكردند . » باز در جاى ديگر مىنويسد : « اما كوشش و جهادى كه براى كسب تمدن جديد خواهيم كرد نبايد ما را غافل كند كه بايد ميراث نياكان خود را نيز حفظ كنيم و آن را بارورتر سازيم و به وسعت و عمق آن بيفزاييم . حفظ تمدن قديم و كسب تمدن جديد دو مسأله جداگانه نيست و به هم ارتباط و بستگى تام دارد . بايد ميوه‌هاى مطلوب تمدن مغرب‌زمين را به درختان كهنسال خود پيوند زنيم . راه ديگرى جز اين نيست . » پس از يك قرن و نيم وابستگى علمى و اسارت فرهنگى كه در تمام طول آن مدت دراز چنان مجذوب تماشاى باغ همسايه بوديم كه از ياد برديم كه در فلان گوشه باغ ما درخت كهنسالى است كه در باغ همسايه هم نظير آن را نتوان يافت ، هنگام آن رسيده است كه به خود آييم و توجه كنيم به اينكه از روزگار كهن ميراث و ودايعى براى ما به جا مانده است كه اگر جهانيان احترامى براى ما داشته باشند از اين بابت است ، زيرا بعنوان نمونه در تمام كتابهاى تاريخ پزشكى كه در كشورهاى اروپا تأليف و تدريس مىشود همهء مورخان اعتراف دارند كه ابن سينا مدت 500 سال استاد بلامنازع پزشكى در سراسر كشورهاى متمدن مغرب‌زمين بوده و او را امير پزشكان جهان لقب داده‌اند . ولى اساس بحث اين است كه با توجه به پيشرفتهاى برق‌آسا و خيره‌كننده كليهء علوم و از جمله دانش پزشكى در قرن بيستم ، اكنون چه استفاده‌اى مىتوانيم از كتاب قانون ابن سينا كه
دارو مسئله پزشكى قرن ( فارسى ) — صفحة 272 | سيد جلال مصطفوى كاشانى