از لب نمىگشود و سكوت اختيار مىكرد . خلاصه اينكه ، زبان حال عموم تحصيلكردههاى ما ، در اثر فرهنگ خطا و غلط صد سال اخير اين است كه ما نبايد در معقولات دخالت كنيم ، اين فضوليها به ما نيامده است و ما بسيار كوچكتر از آنيم كه بتوانيم اسرارى را درك كنيم و به رازهايى پى ببريم و سرانجام دريابيم كه گفتههاى اروپاييان درست است يا نادرست ، ازاينرو ، امروزه با وجود تشكيلات عظيم فرهنگى و دانشگاهى كه داريم ، چشم و گوش دانشمندان ما به دروازههاى اروپا و آمريكا دوخته شده است تا مردم آنجا چه بگويند و ما بى لا و نعم بپذيريم و دستورهاى علمى و عملى آنان را ، طابق النعل بالنعل ، به كار بنديم ! نتيجهاى كه از اين وضعيت عايد ما شده اين است كه ما امروز همه چيز خود را از اروپاييان تقليد مىكنيم . اين امر ابتدا از علم شروع شد و سپس به ساير شئون زندگى رسيد و به تدريج معتقد شديم بايد ادبيات و اشعار خود را نيز به سبك اروپايى بيارائيم و سازوآواز و موسيقى را از اروپاييان تقليد كنيم و نقاشى و مجسمهسازى و صنايع ظريفهء دقيقه و به بيان كلى هرچه و هرچه كه داريم بايد دور بريزيم و از راه و روش اروپايى تبعيت كنيم . ورزشهاى باستانى ما كهنه شده است بايد آن را كنار گذاشت و به دنبال ورزشهاى اروپايى رفت و بالاخره جزئيات امور زندگى از نشست و برخاست و رفتن و ماندن و خوردن و خفتن و حتى نفس كشيدن را هم از اروپاييان تقليد كرد . در اين تقليد بطورى سرعت گرفتيم و دور برداشتيم كه كسى توجه پيدا نكرد كه هر جامعه و ملت ، برحسب اوضاع مختلف طبيعى و جغرافيايى و شرايط متغير آب و هوا و عادات و آداب گوناگون زندگى نياكانى و هزاران عوامل مختلف محيط كه در جسم و روح او تأثير مىكند ، مقتضيات و ضروريات و احساسات جداگانهاى دارد .
ازاينرو نمىتوان براى عموم جوامع و ملتها ، از نظر احتياجات جسمى و روحى و مادى و معنوى ، شرايط مساوى و اوضاع يكسان قائل شد . اگر ما كمبودها و نواقصى داريم بايد ، با مطالعه و بررسى و تحقيق بوضعى كه مناسب با ما باشد ، خود در مقام رفع آن برآييم نه اينكه لباس ناجورى كه به اندام ما متناسب نيست از ديگران به عاريت گيريم و بر تن راست كنيم . . . »
اين نوشتهها طى مقالاتى با عناوين مختلف و مطالبى متنوع و گوناگون مرتبا در طول مدت چهل سال اخير تكرار شده است كه اگر همه آنها در كتابى جداگانه چاپ و منتشر شود ، براى طبقات مختلف مردم و بويژه دانشجويان ، نيز آموزنده و تكاندهنده خواهد بود . ولى در اينجا چون صفحات كتاب به اطالهء كلام رخصت نمىدهد ، فقط به نقل چند جمله از سرمقالهاى كه در مجله دنياى علم شمارهء مورخ بهمن سال 1343 تحت عنوان « ما از دانشگاه چه مىخواهيم ؟ » پرداخته مىشود :
« يكصد سال است كه ما بنياد فرهنگ و تمدن خود را از اروپا اقتباس كردهايم و با
دارو مسئله پزشكى قرن ( فارسى ) — صفحة 268
مساهمون: سيد جلال مصطفوى كاشانى
ص٢٦٨