برداريم ، نخستين كارمان بايد اين باشد كه از تقليد كوركورانه صرفنظر كنيم و در هر امرى به مطالعه و تحقيق پردازيم زيرا سر پيشرفت و ترقى اروپائيان كنونى در تحقيق و مطالعه بوده است نه در تقليد و پيروى . اگر ما نيز بخواهيم خود را از اين عقبافتادگى نجات دهيم بايد به تحقيقات علمى پردازيم تا مانند آنان بتوانيم از مطالعات خود به اكتشافاتى موفق شويم نه اينكه در هر جمله و هر كلمه تكيهكلام ما اقوال و عقايد آنان باشد ! نه اينكه با كمال عجز و انكسار به درگاه آنها روآوريم و به دريوزگى مشغول شويم نه اينكه چشممان همواره به دروازههاى اروپا باشد كه چه موقع فلان دارو مىرسد تا آن را بقاپيم و براى درمان بيماران خود به كار بريم و تازه پس از مدتى خود آنان بگويند اين دارو طبق تحقيقاتى كه به عمل آمده ضررش بيش از نفع است . اگر تاكنون ما اهل تحقيق بوديم پى مىبرديم كه هنوز آنان به ما احتياج دارند نه ما به آنان و اگر راه تحول دانش پزشكى را از چند قرن پيش به اين طرف گام بگام مىپيموديم معلوم مىشد كه دانشمندان اروپا مرتبا به خطاهاى گذشتهء خود پى برده و بىاينكه خود متوجه باشند به افكار و عقايد پزشكان دورهء نهضت علمى اسلامى قدم بقدم نزديك مىشوند . غالب مطالبى كه به تدريج در پزشكى كشف مىشود در گنجينهء ذخائر قيمتى ما ، يعنى در كتب طبى قديم ، معلوم بوده است ، منتها تاكنون كسى نبوده است كه بتواند مفاهيم حقيقى عقايد و افكار قدما را با موازين علمى امروز تطبيق دهد و مقايسه كند و از اين تحقيق و مطالعه بنفع جوامع بشرى نتيجهاى ممتع بگيرد و قدمى ارزنده بردارد . »
اينها مطالبى است كه سى سال پيش در كتاب نهضت پزشكى چاپ شده است . پس از آن ، در مجله ماهانه دنياى علم شمارهء مورخ تيرماه 1336 كه به مديريت نگارنده اداره مىشد در صفحهء 13 مقالهاى با عنوان : « تجديد حيات علم و دانش در ايران » چنين نوشتم :
« در بادى امر ، اين عنوان به نظر قدرى عجيب مىآيد و ممكن است از خود سؤال كنيم منظور از « تجديد حيات علم و دانش در ايران » چيست ؟ مگر كشور ما فاقد تشكيلات علمى است ؟ مگر ما نيز نظير كشورهاى مترقى و متمدن كنونى ، تشكيلات فرهنگى از كودكستان و دبستان گرفته تا دبيرستان و دانشگاه نداريم ؟ مگر برنامههايى كه در مدارس متوسطه و عاليه ما تدريس مىشود با برنامههاى مدارس اروپا و آمريكا فرق دارد ؟ پس عبارت : « تجديد حيات علم و دانش در ايران » چه معنى دارد ؟ در پاسخ اين پرسش گوييم : آرى ، ما تمام اين تشكيلات علمى و فرهنگى را داريم و اين تشكيلات روز به روز هم در توسعه و افزايش است ، به طورى كه با تشكيلات بيست سال قبل به هيچ وجه قابل قياس نيست . بيست سال پيش وضعيت آموزش و برنامههاى تعليماتى و تعداد دبيرستانها و دانشكدههاى ما بسيار محدود و عدهء فضلا و دانشمندان و استادان ما
دارو مسئله پزشكى قرن ( فارسى ) — صفحة 265
مساهمون: سيد جلال مصطفوى كاشانى
ص٢٦٥