تفسير بعضى از نكات آن پرداخته شود :
1 ) جزئيات اين داستان به اندازهاى مطابق با واقع جلوه مىكند كه كمتر كسى ممكن است آن را جعلى و ساختگى تصور كند ، درحالىكه قطعنظر از نام و القاب افرادى كه در صحنه بودند ، تمام داستان ساخته و پرداختهء ذهن مؤلف آن كتاب است .
2 ) داستانهاى ساختگى نيز نظير پردههاى نقاشى است هر قدر نقاش چيرهدستتر باشد و منظرهاى را كه نقاشى مىكند به طبيعت شبيهتر سازد تماشاگر بيشتر محو تماشاى آن مىشود . وضع داستانهاى ساختگى نيز همينطور است . يك فيلم سينما كه هنرپيشگان آن كمال هنرمندى را داشته باشند و موضوع فيلم و صحنههاى بازى هم هرچه به صحنههاى طبيعى شبيهتر باشد ، تماشاگران فيلم با شدت بيشترى تحت تأثير قرار مىگيرند و گاهى چنان مجذوب مىشوند كه خيال مىكنند صحنهها واقعا حقيقت دارد ، درحالىكه داستان فيلم كاملا تخيلى و ساخته و پرداختهء نويسنده و كارگردان بوده است . داستان حاجىبابا ، از حيث جذابيت ، براى خواننده همين حكم را دارد و ايرانيانى كه از 150 سال پيش تا به امروز آن را خواندهاند بىاينكه ابدا جعلى بودن آن را به تصور درآورند به واقعى بودن آن يقين كردهاند ، ازآنرو نويسندهء داستان كه جيمز موريه انگليسى يكى از مأموران برجسته انگلستان براى انجام مقاصد پليد غرب در مشرقزمين بوده است ، نتيجهء مطلوب و رضايتبخش را بطور كامل به دست آورده است .
چه نتيجهاى و براى چه هدفى ؟
تنها نتيجه و هدف اين بوده است كه ما را به خود و به دنيا ملتى جاهل و عوام و عقبافتاده و فرسنگها دور از قافلهء تمدن و فرهنگ و داراى تمام صفات رذيلهء اخلاقى معرفى كنند و از اين راه عقدهء حقارت را در دلهاى ايرانيان بكارند ! كدام ملت عقب افتادهاى براى خوردن يك دارو از خود چنين واكنش نشان مىدهد و اينگونه دور هم جمع شده و به مشورت و كنكاش مىپردازد . على التحقيق ، اين صحنهء ساختگى و مضحك را كه شاه با درباريان خود مجلس مشورتى برپا داشته و از حب حكيم فرنگى به هريك از حضار يكى خورانده است تا آثار آن را مشاهده كند ، مؤلف كتاب مزبور براى اين جعل كرده تا بىعقلى و بىشعورى ايرانيان را برساند زيرا هر ذيشعورى مىداند كه دارويى كه براى شخص مخصوصى ساخته شده به مزاج همهكس سازگار نيست . بخصوص صد و پنجاه سال پيش كه پزشكان براى درمان بيماريها ، قبل از هر چيز ، به تحقيق دربارهء مزاج بيماران مىپرداختند و برحسب مزاجهاى مختلف ، درمانهاى متفاوت و متناسب با مزاجها به كار مىبستند ، و پزشكان قديم ايران در اين زمينه تبحّر و تخصص داشتند و غير ممكن بود حب معينى را كه تركيب مخصوص و بنابراين مزاج ويژه داشت براى افراد مختلف بيازمايند . پس داستان مزبور صددرصد جعلى و افسانه است ، ولى كسانى كه امروز اين
دارو مسئله پزشكى قرن ( فارسى ) — صفحة 263
مساهمون: سيد جلال مصطفوى كاشانى
ص٢٦٣