پس از هضم غذاهاى طبيعى در لولهء هاضمه به وجود مىآيد و آنها را
Nutriments
گويند مانند گلوكز و اسيدهاى آمينه و اسيدهاى چرب و ويتامينها . بنابراين در پزشكى معاصر ، كسى نمىداند كه مثلا تره تيزك ، شنبليله ، شلغم در بدن چه تأثيراتى دارد ، بلكه تنها تأثير مواد حاصل از تجزيه اين سبزيهاى طبيعى را مىدانند و اين يكى از بزرگترين خطاها در پزشكى كنونى است ، زيرا ما در طبيعت با عين اين مواد غذايى سر و كار داريم نه با مواد حاصل از تجزيهء آنها و به همين سبب است كه از اواخر قرن نوزدهم به اين طرف ، با پيشرفت علم شيمى ، به مرور زمان موادى تازه در غذاها كشف شده است و با هر كشفى خواص تازهاى به غذاهاى مزبور نسبت دادهاند ، چنان كه مثلا پس از كشف ويتامينها ، خواص ويتامينى را بر خواص مواد سهگانه ( سفيدهاى ، نشاستهاى و چربى ) افزودند ، درحالىكه قبل از كشف ويتامينها خواص مزبور در مواد غذايى وجود داشت ولى چون بر دانشمندان ناشناخته بود به غذاها نسبت نمىدادند . پس ما ، در پزشكى معاصر ، هميشه از خواص نسبى مواد غذايى آگاه مىباشيم نه از خواص كامل آنها و فقط هنگامى از مجموعهء خواص يك مادهء غذايى بطور كامل اطلاع پيدا خواهيم كرد كه تأثير خود آن مادهء غذايى را در بدن انسان مورد بررسى قرار دهيم و اتفاقا در دهههاى نخست قرن بيستم ، اين موضوع مورد توجه بعضى از استادان پزشكى اروپا قرار گرفت و حتى در كتابهاى كلاسيك هم صريحا آن را تذكار دادند ولى از بس مسأله تجزيههاى شيميايى براى شناخت مواد موجود در طبيعت ذهن دانشمندان را به خود مشغول كرده بود ديگر براى توجه به اين حقيقت كه تأثير يك ماده غذايى را در كليت و تماميت خود پس از ورود به بدن مورد بررسى قرار دهند مجالى باقى نمانده بود ، ازآنرو تلاش معدودى از دانشمندان در اوايل قرن بيستم براى بررسى اين موضوع بىنتيجه ماند ، ولى پزشكان قديم ايران براى پى بردن به خواص و آثار مواد غذايى در بدن انسان ، خود آن مواد غذايى را پس از ورود به بدن ، مورد آزمايشهاى دقيق قرار مىدادند ، و آنچه اروپاييان به تدريج در اينباره كشف كردهاند و يا مىكنند آنان يك جا يافته و در كتابهاى پزشكى ثبت كردهاند .
بارى سخن درباره رژيمهاى غذايى در ديابت بود و اينكه آيا يك ماده غذايى پيدا مىشود كه مانند سولفاميدها و بيگوانيدها بتواند قند خون را پايين آورد يا نه ؟ البته در پزشكى معاصر چنين غذايى شناخته نشده و اگر هم شناخته شده باشد ، از اكتشافات طب جديد نيست و از كتابهاى پزشكى قديم اقتباس گرديدهاند . نكته قابل توجه اينكه فقط هنگامى مىتوان در محافل پزشكى ، خاصيت پايينآورندهء قند خون غذايى را برسميت شناخت كه بتوان آن خاصيت را با اصول و موازين پزشكى معاصر تطبيق داد .
و گرنه هيچ پزشكى در سراسر جهان حاضر نيست از سولفاميدها و بيگوانيدها صرفنظر كند و براى پايين آوردن قند خون كوركورانه بتجويز آن ماده غذايى بپردازد و آن را