و بيماران ديابتى را ، در سراسر جهان ، از عوارض خطرناك و عواقب وخيم اين بيمارى مدهش نجات خواهد داد . اين راه تازه با صراحت هرچه تمامتر ، در كتاب سال 1977 صفحهء 164 چنين شرح داده شده است :
« تودهاى عظيم از اسناد كه بويژه توسط بيوشيميستها و تجربهكنندگان بر روى جانوران و كلينيسينها تهيه شده است ، انجمن ديابت آمريكا « 21 » را بر آن داشت كه با چاپ نشريهاى توجه محافل پزشكى را بلزوم بهترين رسيدگى ( كنترل ) ديابت جلب كند » . در نشريهء مزبور چنين آمده است :
« خلاصه اينكه ، يافتههاى تجربى و بالينى كنونى به خوبى نشان مىدهد كه در درمان ديابت ، تا آنجا كه ممكن است و بويژه در جوانان يا كسانى كه در سنين متوسط عمر هستند و در معرض بزرگترين خطر ، يعنى عوارض عروقى قرار دارند بايد در تنظيم قند خونشان بگونهاى كامل كوشش به عمل آيد و چون وسايل درمانى ديابت در حال حاضر بطور نسبى مؤثر مىافتد بهتر آنست كه در بسط و توسعهء درمانهايى كه ترشح طبيعى انسولين را سبب مىشود بكوشند يا در اصلاح مكانيسمهايى كه مسئول كمبود ترشح انسولين هستند سعى وافى به عمل آيد . »
اينك ملاحظه مىشود كه چگونه پس از قرنها استمداد از وسائل مصنوعى و توسّل به داروهاى شيميايى ، توجّه استادان دانشمند اروپا و آمريكا رفته رفته به بسط درمانهايى كه ترشح طبيعى انسولين را سبب مىشود و يا اصلاح مكانيسمهايى كه مسئول كمبود ترشح انسولين است كشيده مىشود . اين جلبتوجه با اينكه بسيار لازم است امّا كافى نيست مگر آنكه به مرحلهء اجرا درآيد در صورتى كه بطور قطع و يقين در شرايط كنونى انجامشدنى نيست . چنان كه اكنون در حدود ده سال از آن زمان كه اين تصميم گرفته شده است مىگذرد و هنوز به مرحلهء عمل درنيامده است . اگر همين شرايط ادامه داشته باشد بعدها هم اجرا نخواهد شد ، زيرا تنها شرط عملى شدن اين است كه طبق گفتار پرفسور بزانسون و چندين شخصيت عاليقدر پزشكى ديگر در اصول و مبانى پزشكى معاصر تجديدنظر به عمل آيد و اصولى ديگر را جانشين اصول فعلى كنند . مثلا در موضوع مورد بحث ، براى اينكه لوز المعده بطور طبيعى انسولين ترشح كند بايد تركيب ( سنتز ) را جانشين تجزيه ( آناليز ) كرد . توضيح اينكه امروزه براى شناختن خواصّ مواد غذايى ، آنها را به اجزاء متشكل خود تجزيه كرده و خواصّ تك تك اجزاء را در بدن سالم و بيمار بررسى مىكنند ، ولى به طورى كه قبلا ثابت كرديم ، اين عمل از ابتداى به وجود آمدن طب شيميايى ( ياتروشيمى ) خطا بوده و اجراى آن ، در قرن نوزدهم و بيستم خطراتى غير قابل جبران به وجود آورده است كه يكى از آنها بروز
هامش
( 21 ) .Association Americaine de diabete