Annals of internal Medicine , Vol . 83 , 567 - 568 . 1975
با عنوان :
Williams " Farewell to Fenformin for Treating diabetes mellitus "
چنين آمده است « 17 » :
« چند سال پيش ادارهء بهداشت عمومى آمريكا به كمك چند مركز دانشگاهى از جمله مؤسسه معروف
U . G . D . P
« 18 » نتيجهء بررسى ده ساله را دربارهء درمان خوراكى بيمارى قند و پيشگيرى از عوارض ديررس آن ( مرگومير بيماريهاى عروقى ) آغاز كرد .
پس از اينكه دستآورد اين بررسى آشكار شد هياهوئى زياد در ميان متخصصّان بيمارى قند به راه افتاد . بر پايهء اين بررسى ، نه قرص و نه انسولين هيچيك از شيوع عوارض قلبى و عروقى نمىكاست . بعضى از متخصّصان چنين نتيجه گرفتند كه ديگر به داروهاى خوراكى ضدّ قند نيازى نيست و بايد آنها را قدغن كرد . بطور آشكار از فنفورمين دست شستند و گروه بيگوانيد را كنار گذاشتند زيرا عوارض قلبى و عروقى بيماران بر اثر مصرف اين داروها زياد بود .
پارهاى از پزشكان از خود مىپرسيدند كه آيا بيماران را به چندين سال بخطا درمان مىكردهاند ؟ دور نيست در معرض شكايت خويشاوندان بيماران از دست رفته قرار گيرند ! مهمترين خطر سولفونيلورهها هيپوگليسمى و عمدهترين زيان بيگوانيدها آسيدوز ناشى از افزايش آسيد لاكتيك است . در بيمارانى كه براى ابتلا به آسيدوز آمادگى دارند تجويز بيگوانيدها روا نيست و به تجربه ثابت شده است كه در نيمى از بيماران سالمند مبتلا به ديابت اين عوارض وجود دارد و دادن بيگوانيدها درست نيست .
براى بسيارى از پزشكان هنوز اين مسأله روشن نيست و بيمارانى كه در حالت اسيدوز لاكتيك مىميرند به حساب سكتهء مغزى و ديگر اختلالات عصبى مىگذارند و تشخيص اسيدوزلاكتيك چه در بالين بيمار و چه در بيمارستان بسيار دشوار است . آگاهى به شمار اينگونه عوارض مىتوانست به حلّ اين مسأله كمك كند كه آيا فنفورمين در سنجش سود و زيان براى بيماران به كاربردش مىارزد يا نه ؟ خلاصه ، امروزه در پزشكى ، باب روز شده است كه اين دارو را بايد كنار گذاشت . »
نااميد شدن ديابتشناسان فرانسه
در ميان دهها سند معتبر كه از يأس و نااميدى ديابتشناسان فرانسه در باب درمانهاى كنونى ديابت حكايت مىكند به نقل دو سند زير اكتفا مىشود :
1 ) در كتاب
Annee du Medecin
( سال پزشك ) چاپ 1976 صفحهء 146 چنين آمده است :
هامش
( 17 ) .Froesh E . R . Schweiz Med . Wscher 106 . 1665 - 1667 ( 1976 )( 18 ) .University Group Diabetes Programm