تخت معاينهاش از تختهاى كنونى به مراتب بلندتر بود ، بهطورى كه پزشك مىتوانست از نزديك وضعيت جسمانى بيمار را بهتر مورد بررسى قرار دهد . هرچند با گوشى مخصوص به معاينه مىپرداخت ولى نهايتا با تقهء دست به اعضاء ، امعاء و احشاى بيمار و نهادن گوش بر قلب ، اطمينان نهائى را از تشخيص به دست مىآورد . مىگفت طبيب نبايد تنها متكى به ابزار كار باشد ، چرا كه ما در سرزمينى زندگى مىكنيم كه اكثرا فاقد امكانات گستردهء پزشكى است و بنابراين طبيب بايد از ابتكارات و قدرت شخص خود نيز در تشخيص ، معاينه و درمان بيماران مدد جويد .
از خاطرات بستگان
تشريفات ظاهرى
* - تمركز فكرى استاد و عشق او به يارى دردمندان به گونهاى بود كه اكثرا جنبههاى تشريفاتى زندگى را فراموش مىكرد ، آن هم در دورانى كه جامعه كمكم به سوى شيكى و ظواهر آراستهء غربى سوق مىيافت . شاپو ، كراوات ، كت و شلوار و جليقه از اصول اوليه شمايل يك مرد متشخص شهرى بهشمار مىرفت . در آن زمان پيراهنهاى مردانه يقهء متحرك داشت كه با تكمه به پيراهن وصل مىشد و قابل تعويض بود . بارها پدر با عشقى كه به حضور در مطب داشت ، صبحها به علت عجله ، فراموش مىكرد يقه پيراهن را وصل و كراوات خود را ببندد . ساعتى بعد مادرم متوجه جا ماندن يقه و كراوات مىشد و آن را توسط مستخدم به مطب مىفرستاد . گهگاه نيز وقتى به عيادت بيماران به منازل آنها مىرفت يا پالتوى خود را جا مىگذاشت يا پالتوى ديگرى را بر تن مىكرد ! ما با پدر شوخى مىكرديم كه « اقلا يك پالتوى نوتر را انتخاب مىكرديد ! ! »
اينگونه رفتارها خاص آنانى است كه فقط به عشق و حرفهشان مىانديشند و مسلما يك پزشك معتقد و متعهّد واقعى نيز كه هدفش زودتر رسيدن به بالين بيمارى دردمند است جز اين نمىتواند باشد .
از خاطرات بستگان