* و اگر به چهار انگشت محسوس شود فقط ، معتدل گويند .
* و اگر در عرض اصابع زياده اخذ كند ، عريض نامند .
* و اگر در عرض انامل كمتر رسد ، ضيق خوانند .
* و اگر متوسط در هر دو بود ، معتدل گويند .
* و اگر مرتفع به فوق بيشتر بود گويا در انامل غوص مىكند ، [ آن را ] شاهق نامند .
* و اگر مرتفع كمتر بود ، منخفض خوانند .
* و اگر ارتفاع او متوسط باشد ، معتدل گويند .
اكنون ، بدانند كه اقسام مركّبات از انواع تسعهء بسيطهء مذكوره يا ثنايى باشند يا ثلاثى ، زيرا كه رباعى و ما فوق آن به سبب عدم اجتماع چهار قسم يا زياده از تسعهء بسيطهء مذكوره غير ممكنالوقوعاند . پس ، انواع ثنايى و ثلاثى باقىاند . و حاصل مىشوند از هر واحد اين دو تركيب بيست و هفت قسم و مفردات مذكوره نهاند . پس ، مجموع اقسام بسائط و مركّبات اين جنس شصت و سه قسم مىشوند ؛ ليكن بسيط فقط و ثنايى فقط يافته نمىشود ( لأنّ اقطار الجسم ثلاثة ) ، بلكه موجود و متحقّق ثلاثياتاند . و رعايت اين امر در جميع اقسام نبض ملحوظ دارند .
و اكثر از « 6 » مركّبات مذكوره اسم ندارند و بعضى ذىاسماند و آن شش قسماند ؛ مثلا :
* آنچه در طول و عرض و ارتفاع زائد بود ، عظيم نامند .
* و آنچه « 7 » در هر سه قطر كمتر بود ، صغير گويند .
* و آنچه در ميان عظيم و صغير باشد ، معتدل خوانند .
و اين هر سه قسم از اقسام ثلاثىاند .
* و آنچه در عرض و شهوق زياده بود ، غليظ گويند .
* و آنچه در هر دو ناقص بود ، دقيق نامند .
هامش
( 6 ) . اكثر از : گرتهبردارى از عربى و ترجمه و الاكثر من المركبات المذكوره است . در فارسى آن را بيشتر مركبات مذكوره يا اكثر مركبات مذكوره مىگوييم .
( 7 ) . ( در نسخه ) : آنچه در آنچه .